تبليغاتX
بررسی موسیقی متال
بررسی موسیقی متال
بررسی موسیقی متال , شیطان پرستی
gorgoroth

gorgoroth

 

سلام دوستان ..میدونم این مطلب و قبلا گزاشته بودم ..ولی بازم میزارم چون می خوان دوباره کارم و شروع کنم .

گروه gorgoroth در نروژ و در سال 1992 بوسيله hat ( خواننده ) ، goat ( درامر ) و infernos

( گيتاريست ) در نروژ تشکيل شد و گروه نام خود را از کتاب lord of the rings انتخاب کرده اند .

gorgoroth نام زمين سرد و تاريکي بود که شيطان در آنجا بزرگ شده است .

اولين دموي گروه در سال 1993 به نام a sorcery written in blood ضبط شد و kjettar براي

نواختن بيس براي اين دمو به گروه پيوست .

بعد از اين دمو گروه براي ضبط اولين آلبوم خود به استوديو embassy رفت و در اين آلبوم که

pentagram نام دارد samoth ( که قبلا در موردش توضيح داده ام ) براي گروه گيتار زد .

در سال 1996 گروه به استوديو malicious رفت و دومين آلبوم خود را به نام anti Christ ضبط کرد

 و در اين آلبوم pest از گروه obtained خواننده گروه بوده و frost درامر satyricon هم براي اين

 آلبوم درام زده است .

در اوايل سال 1997 گروه ميني سي دي the last tormentor را ضبط کرد و در اين کار هم grim

درامر immortal و borknagar به جاي frost درام زد . در اواخر همين سال هم گروه آلبوم

under the sign of hell را در استوديو malicious ضبط کرد . بعد از ضبط اين آلبوم هم grim

بر اثر استعمال بيش از حد مواد مخدر مرد .

گروه در اوايل سال 1998 با شرکت nuclear blast قرار داد بست و آلبوم destroyer را ضبط کرد

. و پس از آن هم در مراسم بزرگداشت dark throne شرکت کرد .

آلبوم بعدي گروه در سال 2000 ضبط شد که که incipit satan نام داشت . و آخرين آثر گروه هم

twilight of the idol  نام دارد که در سال 2003 ضبط شده .

اعضاي گروه gorgoroth از ابتدا تا به حال :

Gaahl : از سال 1997 تا الان خواننده گروه است و سابقه فعاليت در گروههاي gaahlskagg ،

sigfader ، trelldom را دارد .

Infernos : از سال 1992 تا الان در گروه عضويت داشته و براي گروه درام ، گيتار ، بيس زده و خواننده

 هم بوده . او سابفه فعاليت در گروههاي borknagar ، desecrator و orcustrus را دارد .

King ov hell : از سال 2000 تا الان بيسيت گروه بوده و سابقه فعاليت در گروه ديگري را ندارد .

Kvitrafn : از سال 2000 تا الان درامر گروه بوده و سابقه فعاليت در گروه det hedenske folk را دارد .

Goat prevertor : از سال 1992 تا 1994 درامر گروه بوده و سابقه فعاليت در گروه ديگري را ندارد .

Hat : از سال 1992 تا 1996 خواننده گروه بوده و در گروه ديگري فعاليت نداشته .

Kjettar : در سال 1993 بيسيت گروه بوده و در گروه ديگري فعاليت نداشته .

Samoth : در سال 1994 بيسيت گروه بوده و سابقه فعاليت در گروههاي  emperor،  burzum، 

 arcturus ، satyricon و .... فعاليت داشته است .

Frost : در سال 1994 درامر گروه بوده و سابقه فعاليت در گروههاي  satyricon، 1349 ،

 zyklon B را دارد .

Storm : در سال 1996 براي گروه بيس زده و سابقه فعاليت در گروه ديگري را ندارد .

Grim : از سال 1996 تا 1997 درامر گروه بوده و سابقه فعاليت در گروههاي borknagar ،

immortal و dirge را دارد .

Pest : در سال 1996 خواننده گروه بوده و سابقه عضويت در گروههاي obtained و

enslavement را دارد .

Ares : از سال 1996 تا 19998 بيسيت گروه بوده و سابقه همکاري با گروههاي immortal و

aeternus را دارد .

Vrolok : در سال 1998 درامر گروه بوده و سابقه عضويت در گروه aeternus را دارد .

Erlend erichsen : در سال 2000 درامر گروه بوده و و سابقه فعاليت در گروه molested را دارد .

Tormentor : از سال 1996 تا 2002 گيتاريست گروه بوده و سابقه عضويت در گروه هاي

orcturus را دارد

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 15:54  توسط ashi lp  | 

صداي خنده هاي شيطان در جهنم زيباست وقتي خائنين در آتش مس سوزند
درود بر دوستان جهنمیی

مدتیی نبودم ولی بزودیی بر مي گردم

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 18:45  توسط ashi lp  | 

Eminenz

Eminenz

 

دبند پرآوازه Eminenzدرسال1989دریکی از کشورهای بلک متال متولدشد این گروه فلاندی باکمک وکالروهمچنین بیسیست گروه تشکیل شد که گروه بعداز مدتی تاخیر درکارخود اولین آلبوم رسمی خودرادرسال1994 عرضه کرد که قبل از این آلبوم گروه 2دمو به بازار فلاند عرضه کرده بود که یکی در سال1992بانامfolgenderکه درآن 3ترک بیشتر نبود!

ودیگری در سال 1993بانامBenedikt Kern ودر سال1994آلبومی بانامerstes Eminenz به بازار بلک متال عرضه کرد که در مقیاس با باندهای آن دوره تاثيرگذارتربود ومورد پسند بیشتر طرفداران موسیقی بلک بود

که ترکیب گروه اینگونه بود:

Zwerg/Gitarre

Butcher/Gitarre

Darkman/Bass

Iten/Drums

Leviathan/Vocals

که فروش نچندان خوبی در حد خودداشت وخیلی زود پلهای ترقی راپشت سر خودگذاشت وبه موفقیت رسید گروه در سال 1996آلبوم بعدی خودرا بانامThe Hereticعرضه کرد که ترکیب گروه در این آلبوم اینگونه بود:

Leviathan/Vocals

Darkman/Guitare

Black Abyss/Bass

Ileies/Drums

Donatas/Keyboard

که آلبوم واقعا عالی هم ازنظر ریتم آهنگها وهم چنین نوع موسیقی در خوداشت که آلبوم دارای15ترک بوده! که یکی از آلبوم های پرآهنگ گروه بوده که در استودیو Lethal Recordsضبط وتکثیرشده که 17000بیشتر در کل دنیا پخش نشد

Tracklist:

1. Demons cross the fiery path

2. Bloodred nights

3. Day of battle, night of thunder

4. Lucifers return

5. Thousand blasphemies

6. The gate

7. Necronomicon exmortis

8. The heretic

9. Lucifers triumph

10. The unholy (Preachers of darkness)

11. Ungel rip angel

12. Jesus wept nevermore

13. Demons from the blact abyss

14. Necrophagistic corpsedecay

15. The church (Outro)

گروه بعداز آن آلبوم در سال1997به فسیوال بلک متال دعوت شدکه درکنار گروهای مانند:MayhemوMarduk...بود در کشور سوئد برگزارشدرفت

گروه در سال 1998 آلبوم بعدی خودرا به عرصه بلک متال عرضه کرد آلبومی با نامAnti- Genesisبود که دارای 6ترک بوده که بااستفاده از کیبورد سنگین خود وافکتهای تاريکی ووحشت آورخود ترس را به معنای واقعی توصیف

کرده است که واقعا اشک آدمو درمیاره=))که تمامی اشعار این آلبوم وآلبومهای قبلیEminenzتماما جنبه ضدمسیحیت داشته وهمچنین جنبی سیتنیزم داشته گروه در سال 1999 در نروژ کنسرتی با گروه Mayhemداشته که بیشتر این LIVEبه اسم گروهEminenzدر تمامی مطبوعات شده

گروه درسال2000آلبوم خودرابانامThe Blackest Dimensionبه بیرون داده که گروه در کنسرتی که با گروه میهم گذاشته بودرسما به همگان اعلام کرده بود"که گروه بزودی ازبین میرود به اعماق جهنم خواهیم رفت"که برخی دراین باوربودن که اعضای گروه دست به خودکشی خواهندزد!واین آخرین آلبوم گروه خواهد بود آلبومی سراسر در مرگ وخاموشی آلبومی که فقط و فقط مرگ را به شنونده آهنگ به نمایش میگذارد

که بعدازآن آلبوم گروه دیگر کاری به بیرون عرضه نکرد ودرخاموشی بود که همگان به موضوع خودکشی بند پیبردند ولی درسال2003گروه باردیگر قدرت خودرا برای آخرین باربه نمایش گذاشت و به 2تور در انگلیس و خود فلاند بود شرکت کرد وبرای آخرین بار در این کنسرتهاشرکت کردوآخرین آلبوم خودرا بانام Exorialبا12ترک در همان سال 2003به بازار داده

Tracklist:

1. introduction black thoughts

2. jesus wept nevermore

3. demons from the black abyss

4. angel rip angel

5. the unholy

6. blasphemy

7. ghost

8. demons awake

9. only flesh

10. dark millennium

11. exorial

12. outro

تاهمیشه گروه دریادهابماند وگروه ازهم پاشیده شد!

 

http://dimmu-borgir.blogfa.comمنبع:

 

2 نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 17:4  توسط ashi lp  | 

سکوت برای تحمل

عدالت

درود بر تمامي دوستان

هر جا كه ميري و در مورد اديان مختلف صحبت مي كني همه اسلام رو دين برتر مي دونن

بعد مسيح و يهود و از شیطان پرستی وقتي صحبت ميشه همه به ذهنشون انسانهاي وحشي . خشن . تند خو و ديكتاتور ميرسه در صورتي كه ما وحشيانه ترين انسانها رو در دينهايي مثل اسلام ويهود و مسيحيت مي بينيم

همين مسئله سنگسار كه تو دين ما هستش از اول براي يهوديان بود ييهودهاي كه براي از دست ندادن موقعيتشون مسيح و طرفدارانش رو به صليب كشيدن مسيحيتي كه وقتي كسي حرفي ميزد كه به نفع كليسا نبود اون رو زنده زنده آتيش ميزدن ديني كه گرد بودن زمين رو قبول نداشت اسلام ديني كه به راحتي آدم مي كشن گردن ميزنن شكنجه ميكنن شلاق اعدام. ديني كه هميشه

ميخواد به زور خودش رو جا بده .نمونش همين بچه بسيجيهايي كه ميان تو وبلاگ بچه ها و چرتو پرت مينويسن اخه حرومزاده ها اگه ما بخواييم اينكارها رو با شما بكنيم شما چي كار ميكنين؟ مطمئنا" هيچ غلتي نميتونين بكنين.

حالا خودتون قضاوت كنين كه اين دين خوب هست يا نه حالا من به مسيح و يهود كاري ندارم ولي اين اسلام كه ميگن دين آزادي هستش و به زنها آزادي مي ده مني كه پسر هستم هيچ آزادي براي زنها و دختر ها تو اين دين نديدم......

 

...توي تاكسي بودم جلو نشسته بودم يه بوي گندي استشمام كردم كه داشتم خفه مي شدم يه نيگا به راننده كردم ديدم كه از اين حزب الله اي هاي پشمالوي بو گندوي به چراغ قرمز كه رسيديم سر خيابون دو تا دختر كه ظاهرا دانشجو بودن داشتن با هم حرف مي زدن و جزوه به هم مي دادن كه راننده هم كه اين صحنه رو ديد حرفي زد كه من اگه دير نكرده بودم و به ماشين احتياج نداشتم پياده مي شدم مرتيكه حرومزاده ميگه اين دوتا دوختر لا شي هستن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من يه لحظه نگاش كردم گفتم چرا ؟؟؟ ((فكر مي كنين چي جواب داد))

‌‌((گفت چون دارن آدامس مي خورن و آرايش هم دارن زن و دختر من اآرايش نمي كنن ولي آگه زن و دختر من يه ذره آرايش كنن يا تو خيابون آدامس بخورن فكشون رو ميشكونم از خونه مي ندازمشون بيرون))

خرداد 1382 خوزستان

دخترخاله و پسر خاله اي كه يكديگر را دوست داشتند به دست برادر دختر به قتل رسيدند و دستگاههاي قضايي و كلانتري هيچگونه پيگيري در مورد اين قضيه نكردند!!!

پدر و مادر دو مقتول: خون هر دويشان حلال بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من وقتي اين چيزها رو ميبينم فقط سكوت مي كنم

 

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 11:1  توسط ashi lp  | 

SDS
 

SDS    


   گروه Seven Deadly Sins) SDS) در فروردین 1383 در ایران تاسیس شد . سبک اولیه گروه Death Metal بود. اعضای موسس گروه کارن آراکلیان و امیر حسین میرشفیعی بعنوان گیتاریست ، بابک خواجه پور بعنوان بیسیست و ژانو باغومیان بعنوان درامر بودند .

هدف از تشکیل SDS پر کردن خلاء موجود در موسیقی متال ایران در زمینه وجود یک گروه با قابلیت نوازندگی و اهنگسازی بسیار بالا و همچنین فعال در صحنه و بازار موسیقی ایران و جهان بود.

اعضای گروه پس از تاسیس SDS تصمیم گرفتند برای ایجاد هماهنگی بیشتر به اقدام به بازنوازی تعدادی از آهنگهای مهم و مورد علاقه خود از گروه های معتبر Death Metal مانند Death , Deicide , Cannibal Corpse , Morbid Angel و Slayer … کنند .

اعضای گروه


کارن آراکليان

Lead Guitar


لويک يرميان

Lead Guitar


ژانو باغوميان

Drums


بابک خواجه پور

Bass Guitar





پس از مدتی گروه تصميم گرفت به فعاليت اصلی خود ، ساخت و تنظيم قطعات Original بپردازد ولی دراين بين پيشنهاداتی از طرف تهيه کنندگان برنامه های موسيقی ، گروه را به فکر اجرای قطعات بصورت زنده انداخت و به دليل تشنه بودن جو طرفداران متال و انجام کاری نو دراين سبک گروه SDS باهمکاری آقای علی فاتحی بعنوان تهيه کننده و مدير برنامه اقدام به اجرای زنده خود بنام Rise Of Brutality در تاريخ 16،17و18 مهر83 دراصفهان و در مکان تالار انديشه نمود که با موفقيت کامل و استقبال خيره کننده دوستداران متال اصفهان روبه رو شد.

در اردیبهشت ماه 1384در پی ایجاد تغییر و تحولاتی در ساختار گروه
لویک یرمیان جایگزین نوازنده پیشین شد . به عقیده اکثر کارشناسان و هواداران گروه این تغییر تاثیر بسیار زیادی در افزایش قدرت و انسجام گروه داشته است. SDS اکنون شامل کارن ، لویک ، بابک و ژانو می باشد .

در ادامه حرکت گروه و با پیگیری فعالیت های برنامه ریزی شده ،SDS علاوه بر ادامه برنامه کنسرتها در حال تهیه و تدارک اولین آلبوم رسمی گروه می باشد که بصورت رسمی وارد بازار خواهد شد .
  گروه SDS بلافاصله پس از انتقال به تهران با همکاری آقای علی فاتحی بعنوان مدیر برنامه و تهیه کننده اقدام به برگذاری کنسرت جدید خود با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد کرده است.

   مکان برگذاری این کنسرت منحصر به فرد تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در تاریخ پنجشنبه 17 آذر می باشد .

   این برنامه تنها در یک روز و در 3 نوبت متفاوت در ساعات 16 ، 18 و 20 اجرا می شود و لیست اجرای آهنگها در هر نوبت متفاوت می باشد .

   بابک در اینباره می گویید: بعد از مدتها سکوت در صحنه متال ما بلاخره موفق شدیم این سکوت مرگبار را بشکنیم . لویک اضافه می کند : این کنسرت تنها نمایش گوشه ای از قدرت و مهارت SDS برای معرفی سبک Death Metal به هواداران می باشد .

   گروه بدلیل تاکید بسیار زیاد روی کیفیت سیستم صدابرداری در این اجرا از تکنیکها و تجهیزات مدرن صدابرداری استفاده میکند . 
   لیست قطعات اجرایی از ساخته های گروه می باشد ، به همراه تعدادی آهنگهایcover از گروه های معتبر Death Metal مانند Morbid Angel , Death , Deicide, Cannibal Corpse , Krisiun و گروه افسانه ای Slayer ، Speed Metal .

   بدلیل استقبال گسترده هواداران ، محدود بودن بلیطها و غیر قابل تمدید بودن برنامه جهت تهیه بلیط ورودی هرچه زودتر اقدام کنید
2 نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 18:3  توسط ashi lp  | 

Tristania

Tristania


گروه tristania يک گروه نروژي و فعال در سبک gothic doom metal است . اين گروه در سال

1996 به وسيله einar moen ( کي برد ) ، keneth ollsen ( درام ) و morten veland

( خواننده و گيتاريست ) پايه گذاري و تشکيل شد . بعد از مدتي هم rune osterhus ( بيسيست ) و

Andres hiddle ( گيتاريست ) هم به گروه پيوستند .

در ماه مي 1997 گروه براي ضبط اولين دموي خود به استوديو klepp lyd studio رفت و در اين دمو

vibeke stene به عنوان female back vocal يا همان پشت صداي زن به گروه پيوست . اين دمو

توسط شرکت napalm پخش شد و بعد از فروش نسبتا خوب اين دمو گروه تصميم به ضبط اولين آلبوم

 کامل خود گرفت و veland و moen مشغول نوشتن اهنگ هاي اين آلبوم شدند .

قبل از پايان رسيدن سال 1997 آلبوم widows weed به عنوان اولين آلبوم گروه ضبط شد و پخش اين

 آلبوم هم از اوايل سال 1998 آغاز شد . اين آلبوم يک آلبوم samphonic metal ولي کمي متفاوت تر

 و با الهام گرفتن و به کار بردن سبکهاي gothic rock، death metal ، classic و black

metal است .

در اين آلبوم دو عضو ديگر به عنوان مهمان حضور داشتند که osten borgon خواننده در آهنگ

angellor بود و ديگري هم pete Johnson بود که براي اين آلبوم ويولن زده بود .

بعد از اين آلبوم گروه با ساپورت گروه lacrimosa در اولين کنسرت خارج از اروپا و در بلژيک شرکت

کرد . در تابستان 1998 هم در فستيوالي در اتريش حضور پيدا کرد و بعد از آن هم در تور اروپا به همراه

haggard و solefald شرکت کرد .

در سال 1999 دومين آلبوم کامل گروه به نام beyond the veil ضبط و پخش شد که از لحاظ سبک

کاري و موسيقي ادامه دهنده راه آلبوم قبلي بود که باز هم توسط valand و moen نوشته شده بود . البته

 در اين آلبوم هم johanson و borgoy به همراه يک خواننده ديگر به نام keneth barkved

شرکت داشتند .

در پاييز 1999 گروه در فستيوال wacken شرکت کرد و بعد از ان هم به همراه گروه anathema  در

 توري با ساپورت گروه tiamat شرکت کردند .

در سال 2000 هم گروه به تورهاي خود ادامه داد و براي اولين بار به خارج از اروپا رفت و در ماههاي

آگوست و نوامبر در مکزيک و آمريکا برنامه اجرا کرد .

اما بزرگترين ضربه به گروه در اواخر همان سال به گروه وارد شد و veland خواننده ، آهنگساز ، شاعر

 و گيتاريست گروه تصميم به جدا شدن گرفت و به جاي او kjetil ingebrethsen به گروه پيوست و

moen و hidle هم مشغول نوشتن آهنگ براي سومين آلبوم شدند .

سومين آلبوم tristania هم world of glass نام داشت که در استوديو sun suit در فرانسه ضبط

شد و ضبط آن در سپتامبر 2001 تمام شد که پيشرفت کار گروه در اين آلبوم کاملا مشخص و محسوس

 است . گروه تور اين آلبوم را هم با ساپورت گروه rotting Christ انجام داد .

اعضاي فعلي گروه tristania

Kjetil ingebrethsen : از سال 2001 تا الان خواننده گروه است . متولد 13 جولاي 1975 در

finnoy نروژ الگوي او در موسيقي rob flyn از گروه machin head ، max cavalera از

گروه soulfly هستند . آهنگهاي hard to say و dividian از گروه machin head هم بهترين

آهنگ مورد علاقه اوست .

 Vibeke stene : از سال 1996 تا الان خواننده زن گروه است . متولد 18 آگوست 1978 در

rogland نروژ . او شخص خاصي را به عنوان الگوي خود در موسيقي معرفي نمي کند و مي گويد که

همه را دوست دارد . گروه مورد علاقه او در درجه اول anathema و آلبوم مورد علاقه او هم

alternative است . بعد از آن هم آلبوم mutter را از گروه rammstein را نام مي برد .

Anders hidle : از سال 1996 تا الان گيتاريست گروه است . متولد 23 جولاي 1979 در nord

hidle نروژ . او هم شخص خاصي را به عنوان الگو معرفي نمي کند . آلبوم هاي مورد علاقه او

disintegration از گروه cure ، earthling از david bowie ، ceremony of

opposite از samael ، the angel and the dark river از my dying bride ،

alternative از anathema ، the wall از pink floyd است .

   Rune osterhus: از سال 1996 تا الان بيسيست گروه بوده است . متولد 16 مي 1977 در tau

نروژ . او از moonspell و tiamat الگو مي گيرد و تمامي آثار اين گروه را به عنوان آلبوم هاي مورد

 علاقه اش معرفي مي کند .

Einar moen : از سال 1996 تا الان کي بردر گروه بوده و در گروه uzi suicide فعاليت داشته .

Osten begoy : به عنوان پشت صداي مرد در آلبوم هاي گروه حضور داشته و سابقه فعاليت در گروه

 morendoes را دارد . متولد 16 جولاي 1970 در randoy نروژ است . موسيقي خود را از david

 bowie ، radio head ، muse ، doors ، ttpe o negative الهام مي گيرد و از آهنگ the

end از doors به عنوان بهترين آهنگ اسم مي برد .

Keneth olssen : از سال 1996تا الان درامر گروه است و از گروههاي samael و my dying

bride الهام مي گيرد . و آلبوم cemetery of opposites از گروه samael را به عنوان بهترين

 آلبوم نام مي برد .


BAND : tristania

SONG : Pale Enchantress

ALBUM : widows weed

YEAR : 1998

LYRICS BY : veland

MUSIC BY : veland & moen
 

Dark... thou embrace my bleeding heart

My dreams... uniting our tearful eyes...

enchanting

At night... I kiss the serpent in thy tears

For years... thy sorrow I've mourned

تاريکي ... قلب خون آلود مرا در آغوش مي گيري

روياهايم .... چشمان اشکبارمان را متحد مي کند

فريبنده

در شب .... ابليس را در اشکهايم مي بوسم

براي سالها ... غم هاي تو سوگواري من است

Harken my moonchilds cry

yearning for another night

Mourning my once beloved

mezmorized and ravendark

گوش کن به صداي گريه فرزندان ماه من

که آرزوي شبي ديگر را دارند

ماتم مورد علاقه من

هيپنوتيزم و تاريکي

My pale enchantress of the night

at last my candle's burning down

The wintermoon is shining bleak

for thee my enchantress

جادوگر زنداني شب

از آخرين شمع سوزانم

ماه پاييزي سياه غم انگيز مي درخشد

جادوگر من براي تو

Enchanting all my dreams

a beauty and her flood of tears

Nightfall embrace my heart

mezmerized and ravendark

روياهايم را فريب بده

زيبا و سيل اشکهايش

سقوط شب قلب مرا در آغوش مي گيرد

هيپنوتيزم و تاريکي

My pale enchantress of the night

I desire thee

جادوگر زنداني شبهاي من

من تو را آرزو مي کنم

Fearful I walk with thee... through dusk

Through winds of loss... Her beauty and her

با ترس با تو قدم مي زنم ... به سوي خاک

به سوي بادهاي گمراهي ... او زيباست

flood embrace my bleeding heart

Tearful I fall with thee... at last

Lead me there... to where thy shadows cast

طوفان در آغوش مي گيرد قلب خونين مرا

با اشک سقوط مي کنم با تو ... در آخر

مرا راهنمايي کن ... به جايي که سايه هايت پخش مي شوند

They dance in velvet darkness lost

آنها مي رقصند در مخمل از دست رفته تاريکي

Rise... bleak winterfullmoon

Rise...

برخيز اي ماه غمگين

برخيز ...

In life... I kissed the serpent in thy tears

For years... thy sorrow I mourned...

در زندگي … مي بوسم ابليس را در اشکهايم

براي سالها .... غم هايت عزاي من است

2 نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت 0:22  توسط ashi lp  | 

SEPULTURA
 

SEPULTURA

 

 

گروه سپولترآSEPULTURA  در سال 1984 در شهر بلو هوريزنته برزيل توسط برادران ماكس كاوالر (گيتار/خواننده)  و ايگور كاوالرا (درامز) به همراه  پائولو جونيور (گيتار بيس) و جايروتي (گيتار ) پايه گذاري شد.در آوريل ۱۹۸۷ آندرس كيسر از ديگر گروه متال برزيلي  پستيلنس  PESTILENCE جايگزين جايروتي شد.سپولترا در زبان پرتغالي به معناي قبر است كه همين موضوع روشن كنده درون مايه آثار اين گروه است كه در ابتدا  تحت تاثير گروههايي چون اسلير و ونوم به مرگ و نابودي مي پرداختند.سپولترا در سال ۱۹۸۵به همراه ديگر گروه برزيلي  اوردز OVERDOSE البومي  به نام تخريب حيواني BESTIAL DEVASTATION  ضبط كردند كه كيفيتي نامطلوب و پخش محدودي داشت. نخستين البومي  كه در ان بدون همراهي گروه ديگري ضبط كردند  در سال ۱۹۸۶ آلبوم تصاوير نو ميدي morbid vision بود كه به دنبال ان در سال ۱۹۸۷ آلبوم  اسكيتزو فرنيا schizophernia را ضبط شد.خصيصه اصلي موزيك سپولترا سرعت تخاصم و خشم بود كه ملهم از شرايط اجتماعي  نابسامان سرزمين مادريشان برزيل بود. در سال ۱۹۸۹ مونت كانر از شركت ضبط موسيقي ردرانر با انتشار آلبوم زير بقايا    

Beneath the remains  باعث جلب توجه ها به اين گروه در سطح بين المللي شد. اين البوم در شهر ريو با تهيه كنندگي اسكات برنز ضبط شد .در سال ۱۹۹۰ گروه سپولترا در جشنواره موزيك دينامو در هلند شركت كردند كه در انجا با گلوريا بويونسكي  سرپرست گروه سيكرد رايش sacred riech    ملاقات كردند كه اين ديدار منجر به انتشار دوباره آلبوم اسكيتزوفرنيا شد .با وجود موفقيت گروه در اروپا و آمريكا انها برزيل را ترك نكردند و در سال ۱۹۹۰ در جشنواره Rock in rio   شركت كردند . در ۱۹۹۱ سپولترا  آلبوم طغيان arise  را منتشر كردند كه در عمل تبديل به پر فروش ترين آلبوم در تاريخ شركت ردرانر شد. اين آلبوم و آلبوم بعدي يعني سال آشوب chaos ad  كه در سال ۱۹۹۳ منتشر شد  گروه سپولترا را به عنوان يكي از پيشتازان سبك متال  به جهانيان شناساند. در حال حاضر هيچ كدام از اعضاي  گروه در برزيل زندگي نمي كنند  با اين وجود شرايط اجتماعي  سياسي كشورشان تاثير به سزايي بر موسيقي آنها دارند  چنانكه در آلبوم آخر اين گروه

 ريشه ها roots كه در سا ل  1996 منتشر شد موسيقي محلي و قبيله اي برزيل را كه با موسيقي متال در هم اميخته شده است را مي شنويم.اين آلبوم موفقيت گسترده اي در سطح جهان كسب كرد و به عنوان يكي از بهترين آلبوم هاي متال آن سال بر گزيده شد .

 

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 0:39  توسط ashi lp  | 

Anti islam

Anti islam

هر جا كه ميريم هر كيو كه مي بينيم بهمون مي گن مسلمان آخه كي گفته كه من مسلمان هستم مي گن اسلام يك دين ازا د هستش اين چه آ زادي هستش كه هر كي بخواد از اين دين بره بيرون جزا ش مرگه؟؟

آخه چطور مي تونن به جاي من تصميم بگيرن كه بگن من مسلمان هستم  ميگم چرا؟ ؟ مي گن چون پدر و مادرت مسلمان هستن ميگم اونا هستن چه ربطي به من داره؟

اينجاست كه مي بينيم يه جاي كار ايراد داره  چند هزار سال پيش وقتي يه چوپان به نام محمد شد پيامبر وقتي به عربها ميگفت چرا بت ميپرستين اونا مي گفتند چون پدران ما بت مي پرستيدند ما هم  بت مي پرستيم اون وقت محمد  مي گفت پدران شما اشتباه مي كردن وهر كار كه اونا مي كنن كه شما نبا يد بكنين  حالا اينجا اگه من بخوام از ديني كه من انتخاب نكردم بيام بيرون منو اعدام مي كنن  از همه مهمتر اين چه پيامبري هستش كه هيچ معجزه اي نداره؟؟ وقتي مي گه تو قرا ن نوشته كه اين كامل ترين دين هستش پس چطور يه معجزه نداره كه مثل پيامبران قبلي مردم حرفشون رو باور كنن.حالا ببين اين چه ديني هستش كه به دو گروه شيعه وسني تقسيم شدن كه خودشون همديگه رو قبول ندارن

ديني كه با زور  و جنگ بخواد خودشو به مردم تحميل كنه كه دين نيست محمد به قول خودش براي وسعت اسلام اون زمان به كشور هاي زيادي حمله كرد كه يكي از اين كشور ها كشور ما ايران بود كه بيشترين آسيب رو ايران از اين عربها ديد وقتي اونا به جنوب ايران حمله كردن تمام زنان ودختران رو مورد تجاوز قرار دادند كه به بچه هايي كه بدنيا اومدند حدث بزنين چي مي گفتند؟؟؟؟  سّيد آره درسته سيّد  حالا ببينين كه بعضي ها چقدر بد بخت هستن كه به سيّد بودن خودشون افتخار مي كنن.

                              اینم فرم مخصوص عضویت در جنبش شیطان گرایان ایران

2 نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1384ساعت 20:57  توسط ashi lp  | 

DEATH

DEATH

سلام انم یه مطلب  درباره گروه دث  اینم بگ که اینو نه دزدیدم و نه با اجازه کپی کردو بلکه از آرشیوم گرفتم.

در سال 1983 در فلوريدا گروه مانتاسmantas   به ابتكار چاك شولدينر پانزده ساله متولد شد.گروه شامل سه پسر مدرسه اي نوجوان بود:كام لي (درامز/آواز)ريك رز (گيتار) و بالاخره خود چاك شولدينر (گيتار).همان زمان در سان فرانسيسكو چهار نوجوان دبيرستاني ديگر گروه پازسد Possessed را تشكيل دادند.به همراه ونوم venom و گروه سويسي هل همرHell Hammer (كه بعدا به سلتيك فراست Celtic frost تغير نام داد)اين چهار گروه پيشتازان سنگين ترين و سريع ترن نوع موسيقي هستند كه تا كنون نواخته شده است.مدتي بعد از ضبط اولين كار نمونه اي  گروه مانتاس به دث Death تغيير نام داد.

تا سال 1984 پازسد و سلتيك فراست و چند گروه ديگر تنها كارهاي نمونه اي ضبط و پخش كردند و دث متال  به صورت زير زميني رشد چشمگيري كرد. با اين حال  در آغاز سبك  دث متال  در جلب مخاطب گسترده و ترغيب شركتهاي ضبط و پخش براي بستن قرار داد توفيق چنداني نداشت. چنانكه خود چاك شولدينر نيز عنوان كرد  موزيسين ها و خود موسيقي  ضعيفتر از حدي بود كه جدي گرفته شوند و تا چند سال  دث بدون قرار داد ماند.

در سال 1984 پازسد آلبوم اول خود هفت كليسا seven churches را از طريق شركت كامبت    منتشر كرد.

اين آلبوم كه به راستي اولين اثر در نوع خود بود بر گروه هاي بسياري تا ثير گذاشت.با گيتاري سريع و متخاصم و همراهي صدايي خشم آلود اين البوم آفرينشي خام از گونهاي جديد در موسيقي متال بود مقدمهاي بود بر ان چيزي كه بعدها توسط چاك شولدينر در البوم كشتار تمام عيار Scream Bloody Gore به منتهاي تكامل خود رسيد و قابليت اين را پيدا كرد  تا به صورت سبكي مجزا به نام  دث متال طبقه بندي شود . سالها بعد شولدينر در مصاحبه اي از البوم هفت كليسابه عنوان تاثير گذار عمده بر آلبوم اول گروه دث نام برد.

در اكتبر سال 1984 گروه سه نفره دث كار نمونه اي ديگري به نام حكمراني در وحشت  Reign of terror منتشر كردند كه در اين زمان آواز گروه را خود چاك شولدينر مي خواند.كار نمونه اي ديگري كه در مارچ 1985 منتشر كردند مرگ دوزخي  infernal death نام داشت .در همان سال گروه پازسد با دومين البوم خود به صحنه برگشت و گروه برزيلي سپولترااولين البوم كوچك خود را به نام تخريب حيواني  Bestial Devastation را بيرون داد. دث متال به راستي شروع به رشد كرده بود با اين حال دث هنوز هم با هيچ شركتي قرارداد نداشت .

پس از اينكه چاك شولدينر از فلوريدا به سان فرانسيسكو در كاليفرنيا رفت دث چند كار نمونه اي ديگر ضبط كرد. او مي خواست تمام گروه را با خود به كاليفرنيا ببرد ولي دو  عضو ديگر ترجيح دادند در فلوريدا بمانند. كام لي وريك رز همراه با تري باتلر و بيل اندروز بعدها گروه مسكر massacre را تشكيل دادند.در همين حال چاك شولدينر  اعضاي جديدي براي دث پيدا كرد : كريس ريفرت (درامز) و جان هند (گيتار ريتم ) و خود چاك شولدينر (گيتار/آواز).گروه يك نوازنده گيتار بيس كم داشت كه در جلسات  تمرين اين جاي خالي را  استيو دي جورجيو ( از گروه سادوس sadus  كه بعدها در يكي از آلبوم هاي دث هم حضور پيدا كرد ) پر ميكرد . با اين حال براي آلبوم اول  خود چاك شولدينر گيتار  بيس نواخت . دث  در سال 1986 هم چند كار نمونه اي ضبط  كرد . آخرين آنها كه قطع عضو mutilation  نام داشت باعث شد كه سر انجام دث با شركت كامبت  قرار داد  ببندد .

با انتشار  البوم كشتار تمام عيار  در سال 1986 دث براي هميشه دنياي دث متال را دگرگون كرد. نخستين آلبوم گروه دث با وجود اينكه از نظر تهيه كنندگي و تكنيك در قياس با كارهاي بعدي ضعيف بود  ولي خشونت محض اين آلبوم همه اينها را جبران مي كرد .تناوب غرش هاي بي امان و جيغ هاي  پسكامي در صداي شولدينر به وجود آورنده معياري سطح بالا براي اواز دث متال شد كه از لحاظي هرگز دوباره به دست نيامد ;چه توسط گروه ديگري  و چه توسط خود شولدينر (در عين حال انصاف نيست كه از جان تاردي از گروه آبيچوري Obituary و مارتين ون درونن از گروه آسفيكس Asphyx  نام  نبريم   كه هر يك هم  نمونه هاي منحصر به فردي  از آواز دث متال را ارائه داده اند.)با اين حال اشعار اين البوم  از نظر عمق و هوشمندي ضعف داشت.چنانكه به نظر مي رسد  بسياري از اهنگها ملهم از داستانهاي فيلم ترسناك باشند.همچنين بايد در نظر داشته باشيم  كه هنگام انتشار اين البوم كه نخستين آلبوم گروه دث است چاك شولدينر تنها 18 سال داشته است و در دوره اي كه دث متال در حال تولد بود اين البوم از نظر موسيقايي براي كسي در ان سن دستاورد با ارزشي محسوب مي شود و مهر تا ئيدي است بر نبوغ او در زمينه موسيقي بدون توجه به اشعار.

تر كيب سه نفره گروه به زودي از هم پاشيد.اعضا گروه مسكر كه به تازگي منحل شده بود  به چاك شولدينر كه روي اثر بعدي گروه كار ميكرد ملحق شد ند:شامل تري باتلر(گيتار بيس) بيل اندروز(درامز)و ريك رز گيتاريست سابق دث.يك سال پس از انتشاز البوم اول دث در سال 1988 بار ديگر با البوم جديدش  جذام  Leprosy دنياي متال را تكان داد.از نظر موسيقي پيشرفت بسياري پديد آمده بود و ريف ها سريعتر و غني تر و تنظيم اهنگ ها چشمگير تر شده بودند .كار درام نيز دقيقا همان چيزي بود كه در يك چنين البومي بايد باشد.كيفيت اشعار هم از اين آلبوم آغاز به ارتقا كردند.در آهنگ جذام به طور هوشمندانهاي از بيماري جذام به عنوان استعاره اي براي مردن حس مهرباني و محبت در ميان نسل بشر استفاده مي شود.

 

 

sense of feeling soon to be gone

life wiil never last

حواس به زودي رخت بر مي بندند

زندگي ديگر نخواهد پاييد

 

 

تابوت گشوده open casket آهنگ فكر بر انگيز ديگري درباره قريب الوقوع بودن مرگ و نا پايداري زندگي است

 

 

death oh so strange

the past no one can change

what you cant predict

is how long you ll exist

مرگ ,كه چه غريب است

گذشته اي كه هيچ كس را توان تغييرش نيست

آنچه كه تو را ياراي پيشگوي اش نيست

اين پرسش است كه چند گاهي ديگر در سراي وجود به سر خواهي برد

 

 Left To Die رها شده براي مردن    يك هجويه  طعنه اميز و نيشدار است در باره بيهودگي و پوچي جنگ و اينكه چگونه از سربازان در جنگ به صورت پيادگان يك بار مصرف شطرنج استفاده مي شود

 

Bodies fall unto the ground

Blood  flies through the air

Shedded victims lie in pain

Death is never fair

اجسادي كه بر زمين ميريزند

 خوني كه در هوا مي پراكنند

قربانياني كه با درد و رنج از پا افتادند

مرگي كه هيچگاه منصفانه نيست

 

    در  دو شاخه را بكش pull the plug  هم  از حق بشر براي در دست گرفتن سر نوشت خود و زندگي نكردن مطابق روش ديگران مي گويد

 

Once I had full control of my life

I now behold a machine decides my fate

End it now it’s all too late

زماني بود كه زندگي ام در دستان خودم بود

اكنون نظاره مي كنم كه ماشيني بر سرنوشت من احاطه دارد

اكنون به زندگي ام پا يان ده ,هر چند  بسيار دير است

در منظر كلي اين آلبوم تمام عواملي كه ان را به يك ملاك مرجع از دث متال كلاسيك تبديل كند در خود داشت و از معدود كارهاي ضبط شده است كه هر اهنگ آن نه تنها خوب بلكه عالي است

تر كيب گروه در اين البوم هم ديري نپاييد چنانكه ريك رز مدتي بعد از انتشار البوم گروه را ترك كرد.جايگزين ريك رز جيمز مورفي بود يك گيتاريست ورزيده (او بعدها با گروه هاي  آبيچوري و تستامنت testament هم كار كرد)كه در نوشتن موسيقي در البوم جديد دث كه در سال 1990منتشر شد همكاري داشت نتيجه كار  ,البوم  شفاي معنوي spiritual healing بود كه با نوايي   مستحكم و قدرتمند ,كار گيتار را نسبت به البوم قبلي ملوديك تر شدند. ريفها در اهنگ هاي شفاي معنوي ,شخصيت هاي تدافعي   defensive personalities زندگي پست low life  سريع و گيرا هستند.غناي كلي كار مانند هميشه نشانگر قابليت چاك شولدينر است كه ضمن  گسترش و پيشرفت موسيقي اش از شدت و جاندار بودن ان  كاسته  نمي شود . اين  البوم  به كشف  قابليت هاي موسيقايي تغييرات آني بين ريف هاي خرد كننده سنگين وريف هاي سريع و پيچيده رسيده است كه نمونه هاي ان را به صورت چشمگيري در اهنگ هاي شفاي معنوي و زندگي پست مي بينيم. در كنار اينكه قدرت بيان هجو و خشم چاك شولدينر در اشعار و موضوعات  مورد بحث در آنها مانند  هميشه عميق و واقع گرا  هستند .در هيولايي مجسم living monstrosity   از مادران معتاد بارذاري مي گويد كه ناقص الخلقگي  را به كودكانشان انتقال ميدهند و دگرگون كردن آينده  altering the future   در مورد سقط جنين پرسش هايي اخلاقي را مطرح مي كند,

 

Death and life taken so easily

Right or wrong whose choice will it be ?

 

مرگ و زندگي چه راحت گرفته مي شود

درست يا غلط ,تصميم با چه كسي است؟

 

 

افرادي كه با تظاهر و دروغ روزگار مي گزرانند و از ديگران بهره مي برند موضوع آهنگ  زندگي پست است

 

Fake is a word you represent

Your existence on earth I resent

At the cost of others you get by

Each word that you speak is lie

تظاهر واژه ايست كه تو نمايانگر اني

وجود تو بر زمين ,چيزيست كه من از ان بيزارم

به قيمت وجود ديگران گذران مي كني

هر سخنت دروغي بيش نيست

 

و در درون ذهن within mind از قدرت نهفته در انسان مي گويد و الهلم بخش و تر غيب كننده افراد به نفس و نيروي خويش دروني است.

شفاي معنوي را از بسياري لحاظ مي توانيم نقطه عطفي در سير كاري چاك شولدينر و گروه دث بدانيم. از اين آلبوم بود كه دث خود را به عنوان بهترين گروه در گونه خودشان (نه فقط به عنوان يكي از پيشگامان)تثبيت كرد. از اين زمان به بعد دث با انتشار هر البوم سبك دث متال را قدمي به سوي حيطه پيشرفت تكنيكي به پيش بردند و گروه هاي ديگر را سالهاي نوري پشت سر گزاشتند مهارت تكنيكي چاك شولدينر در آهنگ سازي با هر البومي  كه منتشر مي كردند به شكل تصاعدي بالا مي رفت و حيطه موزيك دث متال را گسترش مي داد. او ملودي و احساس را هر چه بيشتر به بيان قدرتمند  خود وارد مي كرد. با بالا رفتن تعداد ريف ها و پيچيده تر شدن آنها در هر آهنگ شاهد رسيدن هر آلبوم به سطح بالايي از غناي موسيقايي هستيم.

در همين زمان چاك شولدينر يكي از نا خوشايند ترين لحظات زندگي خود را تجربه كرد.در شب پرواز به اروپا براي اجراي تور گروه چاك به خاطر اختلاف پيش امده با ديگر اعضاي گروه از رفتن منصرف شد.ديگر اعضاي گروه تصميم به جدايي از دث گرفتند تا به همراه ريك رز در گروه اصلي شان مسكر كار كنند .جيمز مورفي هم به ابيچوري پيوست تا همراه نها دومين البوم اين گروه را كه موجب مرگ cause of death  نام داشت ضبط كنند .چاك شولدينر تنها ماند ولي بار ديگر پايداري چاك شولدينر درخشيد و او تصميم گرفت راهي را كه شروع كرده بود ادامه دهد .

او توانست چند تن از اعضاي گروه سينيك cynic   و سادوس را متقاعد  كند كه با او روي البوم جديد دث  كار كنند . تركيب جديد  گروه عبارت بود ا ز شون رينهاردت (درامز) پل مسويدل (گيتار) استيو دي جورجيو (گيتار بيس )  و البته خود چاك شولدينر .ولي اين به آن معنا نبود كه تركيب اعضاي گروه در اينده هم همين خواهد ماند . انها هم تنها در يك البوم با او كار كردند .پل و شون قادر بودند تا در ساختن اهنگ ها با دادن  ايده به چاك كمك كنند چيزي كه در البوم هاي قبلي دث وجود نداشت. در همين حين قرار داد شركت كامبت با شركت رلاتيويتي منقضي شد و ان به بعد دث با اين شركت قرار داد داشت.

در سال 1991 شاهد انتشار چهارمين البوم گروه دث بوديم كه انسان Human نام گرفت. اين وحشيانه ترين موسيقي است  كه تاكنون گروه دث توليد كرده و با ريف هاي سنگين , سريع و پيچيده متمايز مي شود . صداي گيتار غني تر ,سنگين تر و بسيار مستحكم تر و گيرا تر از گذشته كه توسط گيتار بيسي  قدرتمند و درامي سريع و پيچيده همراهي مي شود.تمام اينها انسان را به البومي  بسيار متخاصم تبديل ميكند .خيلي زود منتقدان عنوان كردند    كه    دث    تعريف  دقيق  نواختن    تكنيكي    گيتار   است   .قطعه  اغازين  اهنگ     كمبود ادراك    lack of comprehension ,   واولين اهنگ بي كلام  دث يعني درياي كيهاني  cosmic seaهر دو نشانگر اين امر بودند كه گروه در حال رشد و پيشرفت است.

اهنگ كمبود ادراك از خود خواهي انسان مي گويد.

 

 

Lies

Right before your very eyes

A reflection of the mistakes

To the end you will deny your part in the demise of a life

 

 

دروغ ها

كه درست در برابر چشمانتان قرار دارد

بازتاب اشتباهبت است

تا انتها از پذيرفتن نقشتان در مرگ يك زندگي سر باز خواهيد زد

 

 

اجتماع نيرنگ باز انساني كه در ان مردم بيشتر از سوي افراد مورد اعتماد مورد خيانت قرار ميگيرند در زندگي نهاي secret life به تصوير كشيده مي شود

Vulnerable through trust

Life is twisted maze of obstacles

Presented by people with a secret face

آسيب پذير بر اثر اعتماد

زندگي همچون هزار تويي از موانع است

كه توسط مردماني با چهره هاي مخفي رخ مي نماياند

سياره متروك vacant planet  پيشگويان شرح مي دهد كه چگونه حرص و طمع نوع بشر براي قدرت چيرگي و تسلط او را به تخريب وجود خود سوق مي دهد ,

 

Limiting our passages of thought

Are they examples of regression

A life form’s abusive progression

محدودگر گذر گاه هاي انديشه

آيا اينها نمونه هاي سيري قهقرايي نيستند

پيشرفت نابهنجار يك گونه حيات

 

 

درك رويا ها   see through dreams روايتگر درد و رنج انهاست كه از امتيازات طبقاتي كمتري بهره مندند و از ما مي خواهند تا قدر انچه را كه داريم بدانيم,

 

Close your eyes and imagine to be without

What take granted every time we open our eyes

چشمانتان را ببنديد و خود را عاري تصور كنيد

از انچه كه بديهي  مي پنداريم هرگاه كه چشم مي گشايي

 

 

سال بعد از انتشار انسان,گروه  دارك انجل dark angel    با جدا شدن خواننده ان منحل شد .درامر اين گروه يعني جين ها گلن كه از شروع دوباره دلسرد شده بود به دنبال او از گروه خارج شد . يك ماه بعد چاك با جين تماس گرفت و او با پيشنهاد پيوستن به دث موافقت كرد.استيو دي جورجيو هم از سادوس بازگشت تا جاي نوازنده بيس را پر كند. اين تيم قوي با آمدن اندي لاروك از گروه كينگ دايموند king diamond به عنوان گيتيريست دوم كامل شد.با قرار گرفتن موزيسين هايي برجسته در جاي خود صحنه براي پيدايش اثري مكاشفه وار آماده شده بود.

در سال 1993 با بيرون آمدن الگوي فردي فكر individual thought pattern افقي كاملا جديد بر روي دث متال باز شد .اين كار كه به طور قابل بحثي پيچيده ترين اثر دث تا به امروزاست فراترازتمام معيار ها قرار

مي گيرد و ملاكي بي همتا براي آنچه كه يك موسيقي متال كامل  بايد باشد خلق ميكند .بعضي لحظات آلبوم  از نظر  پيشرفتگي چنانند كه به راحتي مي توان گفت دث متال معمولي را تا حدي متعالي مي كند كه سزاوارانه شايسته نام ديگري جز دث متال است .

از خصوصيات زير مي توان  به موارد زير اشاره كرد :

-          كار درام پيچيده و متنوع به همراهي  نوازندگي خارق العاده بيس ( كه در بسياري از اوقات از پس زمينه موسيقي به پيش زمينه مي ايد و با جدا شدن از ريتم اصلي به تكنوازي هاي كوچك مي پر دازد.)

-          كمتر شدن آكورد هاي ازاد E همراه با گيتارريتمي كه قدمي فراتر از البوم انسان است.نمونه هاي آن را مي توان در آهنگ هاي تصور افراط كار overactive imagination    و كور ذهن Mentally blind  و الگو هاي فردي فكر  مشاهده كرد.

-          ريف هاي پر شماري كه در هر آهنگ وجود دارد . گيتار ليد قويتر است و تكنوازي ها نسبت به كارهاي قبلي گروه ملوديك تر و با احساس ترند.

همانگونه كه از نام البوم بر مي ايد  بسياري از اشعار بر روانشناسي افكار بيمار ذهن انسان و محرك هاي آن متمركز است.

تصور افراط كار هجويه اي است كه چون تيغي دو دم هم ذهن هاي بيمار و هم مردمان متقلب را (كه هيچ گاه نمي پذيرند كه واقعا چه هستند و هميشه با دروغ در پي  فريب خود و ديگران هستند ) نشانه مي گيرند.

 

 

Mastering the art f deception

That increases your sick addiction

It’s an overactive imagination that enslaves your empty shell

 

استادي در هنر گمراه كردن

كه تشديد گر اعتياد بيمار گون توست

 اين تصوري افراط  كار است كه پوسته خالي ات را به بر دگي كشانده

 

 

 

سوء استفاده از قدرت و دانش توسط زهد فروشان عليه كساني كه انها ناشايسته شان مي دانند در كور ذهن به تعمق نشسته مي شود .

You see your vision and no one else’s

Your every word fill with the sarcasm

Crucify people with invisible knowledge

تو تنها از ديد خود مي نگري و نه ديگري

هر سخنت پر از تمسخر است

مردم را با دانش  نا پيداي خود به صليب مي كشي

 

 

دي جورجيو  و لاروك از گروه جدا شدند تا در گروههاي اصلي شان خود به كار ادامه دهند.چاك و جين هم به همراه هم به نوشتن موسيقي براي دث ادامه دادند. به دليل عدم توافق با رلاتيويتي ,دث بارودرانر قرار داد  بست و زماني كه در اين دو شركت مشغول كاغذ بازي بودند چاك و جين زماني طولاني  را به تمرين و اماده سازي براي اهنگ هاي جديد پر داختند. قسمت عمده كار آهنگ سازي تا ميانه تابستان 1994 آنجام شد واين دو قبل از  ورود به استوديو براي ضبط نزديك به 9 ماه  با هم تمرين كرده بودند كه سه ماه آخر آن به شكلي خستگي ناپذير پنج روز در هفته بود. يك ماه قبل از ضبط آلبوم كلي كانلن(بيس) و بابي كوئلب(گيتار) به انها پيوستند.

در21 مارچ  1995 با انتشار نمادين symbolic  ششمين آلبوم دث , جهان شاهد ظهور كمال موسيقي متال بود و به اين شكل  تمام مبناهاي مقايسه فرو ريخت . بهترين صفتي كه مي توان با ان  اين البوم را توصيف  كرد صفت >>زيبا<< است كه كاربرد آن براي براي موسيقي  چنين متخاصم نادر است.گروه در اين آلبوم بدون از دست دادن هويت خود بسيار پيشرفت كرده است.عمده تغيير ايجاد شده در  حال و هوا و اتمسفر موسيقس است كه به مدد كار استوديويي و تهيه كنندگي عالي ايجاد شده است.نواي ريتم گيتار بدون از دست رفتن مشخصه هاي نوازندگي شولدينر با روح تر ,ملوديك تر و در مجموع غني تر شده است. سراسر آلبوم پر است از ريف هاي عالي و تكنوازي هاي پر احساس . حس و حال موجود در اثر از جوششي دروني و ذاتي سر چشمه مي گيرد  كه با طبيعت انسان سازگاري دارد.براي مثال مي توان به نمونه هاي زير اشاره كرد:

-          -چاك شولدينر براي نخستين بار در آهنگ نمادين براي  صداي خودش از اكو استفاده كرده كه تشديدگر نوستالژي موجود در شعر آهنگ است.

-          بكارگيري نواي سازهاي كوبه اي در قسمت آغازين آهنگ كلمات پوچ Empty words كه حسي شرقي و عارفانه را القا مي كند.

-          تكنوازي گيتار آكوستيك كه در انتهاي كوه بلورين crystal mountain در پس زمينه ريفهاي دث متال نواخته مي شود.

-          تكنوازي پيش از ترجيع در اهنگ بدون داوري without judgement   كه صدايي  همچون  صداي نواختن گيتار با آرشه ويولن دارد.

دث مانند هميشه متخاصم است .اهنگ هايي چون يك هزار چشم 1000 eyes   و مردم گريز Misanthrope  نشانگر اين امر هستند ضمن اينكه مهر تاييدي بر اين مطلب ان كه افزودن بر ملودي و غناي موسيقي نبايد به از دست رفتن شدت و انسجام دث متال بيانجامد . اشعار البوم هم در عين واقع گرايي  هميشگي از خشم كمتري برخوردارند و بر افكاري عميق تر تكيه دارند.

در نمادين شاعر حسرت كودكي را مي خورد , سني كه مقتضاي ان معصوميتي بي دغدغه است و چاك شولدينر با خشم خود از فقدان پاكي كودكي شكايت مي كند.

When did it begins ?

The change to come was undetectable

 The open wounds expose the importance of our innocence

A high that can never be bought or sold

چه زمان اغاز شد؟

دگرگوني كه پديد امد از تشخيص خارج بود

زخم هاي سر باز كرده اند كه منزلت معصوميت مل را نمايان مي كنند

خلسه اي كه نه خريدني است , نه فروختني

 

در بدون داوري خطاهاي دستگاه هاي قضايي را با لحني تمسخر آميز هجو مي كند.:

 

Guilty until proven innocent

We condemn your soul and fate

Nevermind the possibilities

Too busy for logoc or calculate

گناه كار تا اثبات بي گناهي 

ما روح و سرنوشت شمارا محكوم مي كنيم

به احتمالات وقعي نمي نهيم

براي منطق و استدلال هم وقتي نداريم

كوه بلورين فريب توده هاي مردم به نام عقيده و مسلك را به نقد مي نشيند.

Inside crystal mountain

Evil takes its form

Inside crystal mountain

Commandment are  reborn

درون كوه بلورين

پليدي شكل مي گيرد

درون كوه بلورين

ده فرمان دوباره از نو حيات ميابند

 

 

خيلي زود بعد از تور البوم  نمادين دث دچار گسست ديگري شد.چاك سولدينر كه دلسرد شده بود تر جيح داد تا دث  را كنار بگذارد و گروه جديدي به نام كنترل دينايدcontrol denied را پايه گذاري كند. به

گمان بسياري داستان دث به پايان رسيده بود .تابستان 1996 كنترل دينايد اولين كار نمونه اي خود را بيرون داد در اين كار علاوه بر نواختن گيتار  چاك شولدينر خواننده هم بود . با اين حال در نخستين البوم اين گروه  كه با نام  يك لحظه شهودA Moment Of Clarity    در آغاز سال 1997 منتشر شد

تام آينر  جايگزين شولدينر  براي آواز گروه شد .موسيقي گروه قدري شبيح به متال با سبك اروپايي و از نظر تكنيك كامل بود .با تمام اين تفاسير اين گروه هم در ژوئن 1998 به پايان رسيد  زيرا چاك شولدينر كه به شروع دوباره با دث مصمم شده بود كنترل دينايد را منحل كرد.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 0:52  توسط ashi lp  | 

Church Of Satan

Church Of Satan

آته‌ايستها منکران خدا هستند. خدايان همانقدر قدرت دارند كه پيروانشان . هر آته‌ايستي هيچ

خدايي با هر قدرتي را قبول ندارد. يك سيتنيست نيز اينگونه است و همه‌ي خدايان، شياطين

(كه شيطان معروف در كتب اديان را هم شامل ميشود) را انكار ميكند.

خيلي از آته‌ايست ها در افكارشان محافظه‌كاري به خرج ميدهند، اما شيطانگرا ها اينگونه

نمي‌انديشند. آنها صريحاً دست به انكار ميزنند و به آن افتخار ميكنند. تقريباً مثل هيومنيستها.

Church Of Satan توسط انسان در ذهن پايه‌گذاري شده ، در جهاني زميني براي هدايت

. ما اديان فريبكار و متظاهر و رياكارانه را نميخواهيم! تنها چيز خوبي كه در اديان يكتاپرست

يافت ميشود، "آدم بدها" هستند! اين نيروهاي تاريكي براي ما به عنوان نمادهاي مقابله در

برابر موجوداتي كه هميشه در سوگند خوردن به كار ميرفتند، به كار ميايد!

در The Satanic Bible ليستي شامل 77 نام از شياطين كه در راس آنها 4 فرشته‌ي

جهنمي هستند وجود دارد.اين اسامي از فرهنگهاي مختلف و زبانهاي مختلف آمده‌اند.

همه‌ي آنها يك نكته مشترك دارند: آنها به عنوان نيروي پايه‌اي در مقابل" خداي حاكم" در آن

فرهنگ، قرار ميگرفتند.

ما كساني هستيم كه دانش را به جاي جهل پذيرفته‌ايم. ما با آگاهي ،" درخت معرفت" را انتخاب

كرديم! راهي كه شيطان نشان داد!سيب درخت معرفت را ميخوريم!

ما كساني را كه حقيقت را پايمال ميكنند محاكمه ميكنيم!

ما كساني را كه چيزي را كوركورانه دنبال ميكنند، سرزنش ميكنيم!

ما مخالف خداگرايي هستيم، ما بيروني كردن گناه را نادرست و دردناك ميشمريم..!

ما به جاي امتيازجمع كردن همراه با رياضت، براي رسيدن به دنيايي خوب بعد از مرگ، به

شادي خويش و جسم معتقديم.

نيچه در فراسوي نيك وبد چنين ميگويد:

" شيطان بيشترين بينش را راجع به خدا دارد؛ چنين است كه از او دور ميگردد، در حقيقت

شيطان قديمي‌ترين دوستدار دانش است."
معمولاً وقتي مردم به
Satanicm فكر ميكنند، تنها چيزي كه به ذهنشان خطور ميكند، تصاوير

شياطين، حيوانات عجيب و غريب ، شكنجه و .. است..

نتيجه‌ي هياهوي رسانه‌ها و تبليغات منفي مذهبيون چنين تصويري بوده است. اغلب مردم فكر

ميكنند كه Satanicmها ( كه من ترجيح ميدهم به جاي ترجمه‌ي "شيطان‌پرست" از لغت

"شيطان‌گرا" استفاده كنم.) بدي ها را در آغوش ميكشند و شر را ميپرستند ، توانايي دوست

داشتن را ندارند و اينكه سيتنيسم چيزي نيست جز عكس مسيحيت. چيزي كه كاملاً از حقيقت

دور است.

Satan در لغت به معني ضديت و مخالفت است. ما با وضع كنوني مخالفيم! مخالفيم با اين

بينش جمعي بسته كه ناداني را مثل يك سرطان فراگير به مردم تزريق ميكند .

در عوض ما خرد، عين‌گرايي ، ماده‌گراي ، فردگرايي و نفع شخصي معقول را مي‌پذيريم و قبول

داريم.

تو تنها كسي هستي كه كنترل زندگيت را بدست دارد. چيزي به اسم "خدا" زندگيت را بهتر

نميكند.

مسيحيان به كودكانشان ميگويند: به "بابا نوئل" ايمان داشته باش ! وگرنه مجازاتت اين است

كه هديه‌اي از او دريافت نميكني! همه‌ي اديان كم و بيش از چنين قاعده‌اي پيروي ميكنند به جز

Satanicm ( البته Satanicm بيشتر "ضددين" است تا "دين"!)

ما به چيزي كه نمي‌بينيم اعتقاد نداريم و اين قاعده شامل "شيطان" هم ميشود.

پس نام Satanicm به چه دليل است؟

در طول تاريخ، مبلغان مذاهب مختلف، مردم را فقط به فرمانبرداري و ايمان توصيه كرده‌اند و

قدرت شخصي انسانها و شعورشان را "شر" ناميده‌اند و كتابهايي كه انسانها را به تفكر و

طغيان فرا ميخواند را سوزاندند. Satanicmدقيقاً برعكس عمل ميكند. از اينرو "ضد" است.

( ضد يا همان معني لغوي شيطان)

Satanicm هزاران سال پيش با اشكالي نادرست پاگرفت. در بعضي نوشته‌ها Satanicm

به عنوان پرستش شياطين و خدايان گوناگون توجيه شد. بعدها در جادوگري نمايان شد

. جادوگران قدرتشان را با پيمان بستن با شيطان تضمين ميكردند. شيطان پرستي در

Voodoo و بت‌پرستي هم نمايان بود. تقريباً تمامي اينها نادرست است و هيچ ربطي به

شيطان و Satanicm مدرن ندارد!

دو گونه Satanicm وجود دارد:

LaVey Satanicm ( يا سيتنيسم مدرن)

Theistic Satanicm( سيتنيسم خداگرايانه)

Theistic Satanicm ميگويد كه اگر خدايي وجود دارد، اهريمن است. اين سيتنيسمي است

كه اغلب مردم بي اطلاع به عنوان Satanicm ميشناسند . دو فرقه‌ي The First

Church of Satan (كه در سال 2003 متلاشي شد) و The Temple of Set ( كه

همچنان وجود دارد ولي گمنام ومهجور است) از اين Satanicm پيروي ميكردند.

اماSatanicm مدرن كاملاً آته‌يستيك( “Atheistic”بر اساس انكار خدا) است.

در نتيجه سيتنيسم مدرن وجود شيطان را هم انكار ميكند.

Satanicm مدرن در سال 1966 توسط آنتون لاوي Anton LaVey پايه‌گذاري شد. او

عقيده‌اش را تحت مجموعه‌اي به نام “Church of Satan” معرفي كرد. اين "ضدمذهب"

پاسخي است بر عليه سركوب شعور و نيازهاي طبيعي بشري توسط اديان
من از نسلی هستم

که جرات دارد به وجود خدا شک کند..

بر توانايی او شک کند ..

نسلی که جرات دارد او را نقد کند ..

او را انکار کند.. بر او بشورد و نادان بخواندش!

نسلی که اربابی نمیپذيرد .. چه اين ارباب معجزه بداند .. چه تو را از جهنمش بترساند!

:« چه کسی تو را خدا ناميد؟..

چه کسی تو را به اين درجه منسوب کرد؟..

از کجا آمدی؟ کجا زاده شدی؟.. چه کسی تو را آفريد!!؟

جز اين است که انسان تو را آفريد؟.. و هموست که تو را نابود ميکند..»

خدايان نابود ميشوند..

انسان بيافرينيم.. کاری که خدايان از انجام آن عاجز بودند
2 نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 16:18  توسط ashi lp  | 

 

delnobahar