|
بررسی موسیقی متال
بررسی موسیقی متال , شیطان پرستی
|
Graveworm
Graveworm گروهی که از همان ابتدای کار خوش درخشيد.شاخه ای کاملا مخصوص در اين سبک را به خود ارائه داده و موسيقی با دستمايه هايه اصلی غم؛تاريکی؛ناله؛عشق؛اسرار و مرگ خلق می کند.
شايد به جرات بتوان گفت که اين گروه يکی از موفق ترين ها در سبک ملوديک بلک متال به شمار می آيد.برای آشنايی بيشتر به بررسی اين گروه خواهم پرداخت.
Grvaeworm يک باند ايتاليای در سبک Melodic Gothic Black Metal می باشد که وکال آن بر عهده یStefan Fiori بوده که از نظرم يکی از بهترين و قويترين وکالرهای اين سبک است.جنس صدايش کاملا مطابق با نوع موسيقی و سبک ارائه شده می باشد و بخوبی حتی در اجراهای زنده قادر به هماهنگی صدای خود با افت و خيزهای موسيقی است.وی همچنين در گروه Abigor نيز وکالر بوده.
ارنج قبلی گروه بدين فرم بوده که Didi Schraffl گيتار بيس ميزده و Steve Unterpertinger و Erric Treffel گيتار ليد می زدند و Stefan Fiori نيز وکالر بوده و فرم کنونی باند بدين شکل است که:
Stefan Fiori Vocal
Mastchl Innerbichler Drums
Sabine Mair Keyboards
Eric Righi Guitar,Bass
Steve Unterpertinger Giutar
و تاکنون نيز تغييری نکرده است.نکته ی جالب در اينجاست که با وجود تبليغات بسيار کم گروه و عدم تمايلش برای تبديل شدن به گروهی تجاری باز هم کم تر شنوند ه ی حرفه ای بلک متال يافت می شود که کاری از اين باند گوش نداده و يا نداشته باشد.
Graveworm تا کنون شش آلبوم از خود ارائه داده که آخرين آن آلبوم بسيار زيبا و تکنيکی Engraved In Black است که در سال 2003 ارائه شد.
در بررسی آلبوم های توليد از اين باند در ابتدا به يک Demo بر می خوريم که در حقيقت اولين دمويشان نيز محسوب می شود و در سال 1994 با همان نام Demo-عرضه شد.پس از آن در همان سال آلبوم ديگری را آماده ساختند و عرضه کردند به نام Eternal Winds که شامل دو track به نامهای Eternal Winds و Tears From My Eyes بود و در آلبوم When Daylight's Gone که در همان سال انتشار يافت اين دوTrack نيز در کنار پنج Track ديگر جای گرفت که به نوعی می توان گفت که اين آلبوم آلبوم اول و رسميه گروه است و تاثير بسزايی در معرفی Graveworm و سبک موسيقيايشان داشته است.از جمله Track های به ياد ماندنی در اين آلبوم نيز می توان به Far Away و When The Sky Turns Black وLost Yourself اشاره کرد که از ريتم سنگين و در عين غمناکی بر خوردار است.Far Away در اين ميان همچون مرواريدی می درخشد.Track ايی که تا نيمه های آن با Death Vocal توسط Stefan به طرز محزونی خوانده می شود و سر انجام در اواخر با صدای BlackVocalشيون وار به پايان می رسد.و در اين ميان ليد گيتارها بسيار هماهنگ با کيبورد نواخته می شود و همگی با هم فضايی تاريک و محنت بار را خلق می کنند.
در سال 1998 آلبوم ديگری به نام Underneath The Crescent Moon خلق شد که شامل چهار Track به نامهای زير است:
Awaiting The Shining -01
02-Awake... Thy Angels Of Sorrow
03-By The Grace Of God
04-How Many Tears
هستند و علاوه بر آنکه هر يک در نوع خود کم نظير است باز در اين ميان می توان به Awaiting The Shining اشاره کرد.Track ای بسيار سرعتی با ريتم های زنبوری گيتار و همراهی درام با آن که از همان بدو شروع به سرعت نواخته می شود و کيبورد که به شکلی کاملا مکمل موسيقی را هدايت می کند و صدای فرياد وار Stefan که از شروع آهنگ تا انتها قدرت کوبندگی ريتمها را چندين برابر می کند.پس از آن به Track فوق العاده تاريک و محزون Awake... Thy Angels Of Sorrow می توان اشاره کرد که توسط Sara کهClean Vocal گروه Cradle Of Filth را نيز عهده دار است خوانده شده و بسيار در القای غم در اين Track موفق بوده و در اين وسط نقش Sabine Mair کيبورديست باند هم نبايد فراموش شود که به زيبايی هر چه تمام تر نواخته است.
در سال 1999 آلبوم بسيار قوی As The Angels Reach The Beauty از Graveworm ارائه شد که حاوی نه Track بود و ارائه آن سبب شد تا از نام Graveworm در محضر طرفداران بلک متال به عنوان نامی عظيم و بزرگ ياد شود.آلبوم بسيار عالی که همپايه ی آلبوم های بزرگان بلک متال در آن سال به شمار می رود.
1. A Dreaming Beauty
2. Portrait Of A Deadly Nightshade
3. Ceremonial Requiem
4. Nocturnal Hymns
5. Behind The Curtain Of Darkness
6. Pandemonium
7. Prophecies In Blood
8. Into The Dust Of Eden
9. Graveyard Of Angels
از Track های جاودان اين آلبوم بايد به Track سوم به نام Ceremonial Requiem اشاره کرد.Track ای که با ريتم درام و کيبورد آغاز شده و پس از يک تعليق به ناگه انفجار Black Vocal و ريتم خشن Guitar با هم آغاز شده و کيبورد که يکباره موسيقی را به اوج می برد و دوباره آرام می سازد همگی با هم حاکی از مقدار کاريست که بر روی Track انجام شده است.نمونه ی اين حالت را ما دوباره در Track پنجم Behind The Curtain Of Darkness شاهديم که باز هم به زيبايی کار شده است.و اماااااااااااااااااااااا Track هفتم Prophecies In Blood خدای Track های اين آلبوم و به عقيده ی من خدای تمامی Track های Graveworm ؛شايد تصور کنيد که من اغراق می کنم اما پيشنهاد می کنم اگر گوش نداديد اين يکی رو حتما گوش کنيد تا شما رو در تاريکی غرق کنه و محنت اطرافتون رو بگيره.اين Track هرگز برايم تکراری نشده و هر بار که گوش می کنم تازه تر از قبل هست.موزيک با ملودی غمناک گيتار ليد آغاز شده و با کيبورد و درام همراهی می شود و سرانجام صدای Stefan به آن می پيوندد.سراسر اين Track محزون و گرفته است و شنونده را در يک فشار خورد کننده تا پايان قرار می دهد. حتی در قسمتهايی ملودی ها کمی شاد شده ولی دوباره به غم باز می گردد.Track نهم Graveyard Of Angels رو هم حتما گوش کنيد و اون هم منحصر به فرده.
در سال 2001 آلبوم شاهکار Scourge Of Malice انتشار يافت.آلبومی که به همه ثابت کرد که Graveworm همواره رو به صعود است.اين آلبوم که در آن از ساز ويولون هم استفاده شده کاری به مراتب قوی تر و تکنيکی تر از کارهای پيشين گروه است که محتوی ده Track می باشد.به نامهای :
01-Dreaded Time
02-Unhallowed By The Infernal One
03-Abandoned By Heaven
04-Descending Into Ethereal Mist
05-Threnody
06-Demonic Dreams
07-Fear Of The Dark
08-In Vengeance Of Our Wrath
09-Ars Diaboli
10-Sanctity Within Darkness
می باشد.Track اول آن مقدمه و موزيک بی کلام زيباييست.Track دوم آن کاری واقعا عاليست که در آخر با ويلون همراه شده و به زيبايی خاتمه ميابد.در Track سوم يعنیAbandoned By Heaven فضای سنگين و رويايی و افسرده ای حاکم است که به بهترين وجه کار شده و پی بردن به آن تنها از راه گوش دادن موثر است.ولی آنچه که در بين تمامی اين Track های رويايی به چشم می خورد Track شماره ی هفت Fear Of The Dark است که کاور گروه بزرگ Iron Maiden است.که در ابتدا با ويلون آغاز شده و سپس با ريتمی تند و تهاجمی آغاز می شود و از نظرم بسيار زيبا تر و غنی تر از Track اصلی آن که متعلق به Iron Maiden است اجرا شده.
و سرانجام آلبوم Engraved In Black در سال 2003 به بازار آمد.کاری که تمامی طرفداران Graveworm را شوکه کرد و از اين باند نزدشان اسطوره ساخت.آلبومی که به هيچ وجه نمی توان Track ای را در آن برتر از ديگری ناميد(حداقل من که نتوانستم) اين آلبوم شامل نه Track اصلی و يک Track جايزه ای می باشد به نامهای:
-Dreaming Into Reality
Legions Unleashed
-Renaissance In Blood
Thorns Of Desolation
-Abhorrence
-Losing My Religion
-Drowned In Fear
-Beauty Of Malice
-Apparition Of Sorrow
-It's A Sin(bonus track)b
می باشد.و هر يک به تنهايی خصوصيات خود را داشته بسيار تکنيکی و غنی کار شده است.قضاوت در مورد بهترين Track اين آلبوم را به شما واگذار می کنم

Dead
Per Ynvge Ohlin ملقب به Dead ، متولد سال ۱۹۷۰ و اهل استکهلم سوئد بود. در سال ۱۹۸۸ يعنی در سن ۱۸ سالگی بعنوان خواننده وارد Mayhem شد. در همين زمان Hell Hammer نيز که قبلاْ در يک بيمارستان روانی مشغول به کار بود بعنوان درامر کارش را در گروه شروع ميکند.
Dead قدی بلند، هيکلی پر با رنگ پوستی روشن و حتی آبی رنگ داشت. انسانی با افسردگی شديد و دچار ماليخوليا، ضد اجتماعی و با نوسانات روحی متناوب که تحمل زندگی در دنيايی که قدرت شناخت آن را نداشت برايش سخت بود. می گويند که حتی از زمان کودکی نيز به فکر خودکشی بود. حياتش آميخته با فلسفه کاملاْ خاصی بود که ظاهراْ هيچ منشائی در اين جهان نداشت. می گويند که در هنگام خواب صورتش به رنگ آبی خاصی در می آمد. تقريباْ به رنگ صورت مردگان. او در روی صحنه روح خوش را عرضه می کرد. ميک آپ صورتش مانند بيماران جذامی بود. گاهی اوقات لباس مردگانی را می پوشيد که توسط دوستش که در اطاق نگهداری اجساد کار می کرد، برايش آورده می شد. يکبار سر خوکی را که جلوی يک مغازه قصابی آويزان بود تکه تکه کرد و در يکی از کنسرتها آن را بر روی هواداران ريخت(رسمی که بعد از او در کنسرتهای گرههايی مثل خود Mayhem و همچنين Dark Funeral تکرار شد - مترجم).
او در کنسرتها به خودزنی شهرت داشت. در يکی از کنسرتهای معروفش در Sarpsborg در سال ۹۰ شکمش را باشيشه شکسته ای بريد، بطوری که وقتی در پايان کنسرت او را در حالت نيمه اغما به فوريتهای پزشکی رساندند، تقريباْ مرده بود و بخيه ها هم چندان مؤثر واقع نشدند چون زمان زيادی از خونريزی گذشته بود.
هر چند اين حادثه او را نکشت ولی به هر حال او بود که قبل از بقيه مرد. Dead در تاريخ ۱۸ آوريل ۱۹۹۱ با يک تفنگ شکاری به سرش شليک کرد. گلوله های اين تفنگ را ورگ در کريسمس سال قبل به او هديه داده بود. او قبل از شليک، تمام شاهرگهای بدنش را بريده بود. در روز خودکشی Dead ، «هل همر» برای ديدن والدينش به محل سکونت آنها در نزديکی اوسلو رفته بود و « اورانيموس» هم برای انجام کارهايی از خانه بيرون رفته بود و وقتی به خانه می گردد، Dead را در حالت برعکس خوابيده روی تخت می بيند در حاليکه تی شرتی پوشيده بود که روی آن نوشته بود : « I Love Transylvania » (من عاشق ترانسيلوانيا هستم). همچنين تکه شيشه های پنجره اتاق همراه با مغز وی و قطرات خون همه جا پخش بود. در کنار جسدش تکه کاغذی بود که روی آن نوشته شده بود : « بخاطر خونهای پخش شده عذر می خواهم ! » . (البته به روايتی اين جمله را Dead با خون شاهرگش بر روی ديوار اتاق نوشته بود.) عده ای معتقدند از آنجايی که اورانيموس هميشه هوس خوردن و چشيدن گوشت انسان را داشت و همچنين اينکه او همواره می خواست ادعا کند که يک آدمخوار است، اقدام به خوردن تکه ای از مغز Dead کرد (که البته اين موضوع به احتمال زياد يک شايعه است - مترجم ، به استناد وبلاگ بلک متالن). البته در ابتدای امر چون اورانيموس اولين فردی بود که جسد را پيدا کرده بود بعنوان مظنون اصلی اين حادثه قرار گرفت و از طرف پليس احتمال می رفت که او دوستش را به قتل رسانده باشد. شايد هم يکی از دلايل اين سوءظن اقدامی بود که Dead در گذشته انجام داده بود اينکه او يکبار با چاقو به اورانيموس حمله کرده و او را زخمی کرده بود.
Dead از گربه ها متنفر بود و سعی می کرد آنها را با چاق بکشد. او و اورانيموس شبها با چاقو در خيابان به دنبال شکار گربه ها و پرندگان بودند. او که خودش را «موجودی از دنيايی ديگر» می ناميد، علاقه زيادی به فيلمهايی که در آنها صحنه مرگهای واقعی با شکنجه های وحشتناک نشان داده می شد، داشت.
در زير صحبتهايی را از ورگ در مورد Dead می خوانيم :
« از نظر من و خيلی های ديگر او بعنوان بهترين خواننده تاريخ بلک متال شناخته می شود. Dead بچه ای بود که در زمانه ای بد قرار گرفته بود. او تجسمی شيطانی از بشريت نبود. او دقيقاْ به اين علت خودش را کشت چون ادعا می کرد در دنيا به اندازه کافی شرارت وجود ندارد. Dead انسان عجيبی بود. او از اينکه برخی از طرفدارهای بلک متال لباس درست نمی پوشند و کلاههای کپ بيس بال می گذارند، متنفر بود. او اولين کسی بود که از «رنگ جسد» که اساسش ميک آپ سفيد صورت بود استفاده کرد. قبل از کنسرتها لباسهايش را زير خاک مدفون می کرد تا کمی پاره و پوسيده شود و بعد از پوشيدن آنها او بوی مرده ها را می داد.
دليل Dead برای خودکشی دليل خيلی بدی بود. او يک وايکينگ بور قد بلند بود و با کشتن خودش ژنهايش را هدر داد. او می بايست قبل از اينکه خودش را بکشد ژنهايش را بين ۱۰ تا ۱۲ فرزند سفيد پوست باقی می گذاشت. او يک آريان وايکينگ سوئدی بود. بنابراين از نيمه راه ديد که آنچه را که Mayhem گفته، نمی فهمد و يک جنگ سرد بلک متال بين نروژ، سوئد و فنلاند وجود دارد. هر سه ی اين کشورها از يکديگر متنفر بودند. Meyhem از Enslaved متنفر بود چون يک گروه سوئدی بود. Emperor و Immortal گروههای فنلاندی را دوست نداشتن چون آنها را بعنوان آريايی قبول نداشتند. ولی به نظر من اينها درست نبود.
Dead روی هم رفته به بلک متال متعهد بود، بنابراين به زنها توجهی نداشت و هيچگاه فرزندی نداشت. مثلاْ اورانيموس را در نظر بگيريد. Dead از اين حقيقت که يکی از اعضای با سابقه Mayhem يعنی اورانيموس، بخاطر اينکه می خواست وقت بيشتری را برای همسر و فرزندانش بگذارد، از کار دست کشيده است ناراحت بود.
خودکشی او زياد تعجب برانگيز نبود. او تی شرتهايی می پوشيد که رويشان نوشته بود : « بياييد از تشييع جنازه من ديدن کنيد که اتفاق خواهد افتاد در زمان . . . ». او لباسهايش را در زير زمين دفن می کرد تا بوی جسد بدهد. او حتی خودش را برای ساعات کوتاهی زير خاک دفن می کرد تا صورتش رنگ پريده و بيشتر شبيه مرده ها شود. چند روز لباسهايش را زير خاک دفن می کرد و وقتی که پر از کثافت و کرم می شد، آنها را برای کنسرت می پوشيد. قبل از اينکه شروع به خواندن کند، بوی لاشه يک کلاغ مرده را استشمام می کرد. نهايتاْ هم بعد از دو سال کار در گروه تصميم گرفت به زندگيش خاتمه دهد.»

Black Metal
بلک متال در نروژ از زمانی پدید آمد که نئو وایکینگ های نروژ در جستجوی راه و وسیله ای برای نابود کردن مسیحیت در نروژ و بعد در تمام دنیا بودند و در این راه انسانهای بسیاری را کشتند و کلیساهای زیادی را آتش زدند و بلک متال را تا نهایت نواختند تاشاید خدای تاریک pagan ها باز گردد .
بازدید کنندگان و توریست ها از نروژ به عنوان کشور حماسه ها و افسانه ها یاد می کنند . پایتخت این کشور هم اسلو است که در مرکز این شهر همه چیز از خانه های سنگی زیبا تا معتادان و گدایان با قیافه های مختلف دیده می شود .
در یکی از همین خانه های مرکز این شهر و در اتاق 6 ضلعی آن گروه mayhem به عنوان اولین گروه بلک متال نروژ شکل گرفت .
در این اتاق فرشهای بسیار کثیف در زیر پا ، صلیب های شکسته نازی بالای سر به همراه صلیب های برعکس و شمشیر وایکینگ ها که به در و دیوار آویزان شده دیده می شود .
Hell hammer در حال حاضر تنها عضو باقی مانده از ترکیب تشکیل دهنده گروه است هر چند که همچنان شایعاتی مبنی بر جدایی او و پیوستنش به گروه marduk به گوش می رسد و حضور او در تور این گروه به این شایعات قوت می بخشد .
پایه و اساس این موسیقی در نروژ در اوایل دهه هشتاد شکل گرفت . اعضای این گروه در همان خانه زندگی می کردند که اطرافیان از این خانه به عنوان خانه ای شیطانی یاد می کنند .
Hell hammer می گوید :
" وقتی برای خرید به مغازه ای می رفتیم پیر زن ها به محض دیدن ما فرار می کردند و به نوه ها و بچه هایشان می گفتند اینجا محل زندگی شیطان است "
البته گروه mayhem تلاش خاصی برای رفع این خرافه پرستی ها نکرد .
گروه مشغول تمرین و کار بود که dead خواننده گروه مغز خود را با شات گان متلاشی کرد و اعضای گروه جنازه او را همان طور در حیاط خانه رها کردند تا جسد dead خوراک پرندگان شود .
Hell hammer می گوید :
" این کار dead مرا متعجب نکرد چون او واقعا دیوانه بود و همیشه هم از قلعه های عجیب نروژ صحبت می کرد . "
Hell hammer و euronymous گیتاریست گروه اولین کسانی بودند که جنازه dead را دیدند و اورانیموس می گوید ما وقتی جنازه او را دیدیم که مغز او روی زمین ریخته بود و خون به دیوار ها ریخته بود .
Hell hammer می گوید :
" اورانیموس قسمتی از مغز او را برداشت و با فلفل و سبزی پخت و خورد "
Hell hammer اولین کسی بود که لباس این چنینی بلک متال را مد کرد . چکمه های بلند ، لباس جین ، ژاکت های چرمی سیاه به همراه پنتاگرامی که به گردنبندی که از استخوان جمجمه dead ساخته شده بود اولین تیپ بلک متال بود .
بلک متال همیشه موسیقی ترسناکی بوده و حتی گروههای انگلیسی مثل venom خود را به عنوان یک گروه شیطانی مطرح کرد و خود را طبق قوانین شیطان پرستی وفق دادند . اما وقتی که بلک متال به نروژ رفت تغییراتی اساسی در آن شکل گرفت و جنگی عظیمی که بر علیه مسیحیت با این موسیقی شکل گرفته و پیوند خورده نماد پیدا کرد .
از گروههای دیگری که بعد از mayhem به این نهضت پیوستند می توان به dark throne ، immortal ، burzum ، marduk و emperor اشاره کرد که در ابتدا به صورت زیرزمینی تشکیل شده و رشد کردند .
در همین زمان euronymous شرکت DSP را شکل داد . او به نوعی رهبر این نهضت محسوب می شد .
Hell hammer در مورد او می گوید :
" او احساسات نداشت . ترحم نداشت و همیشه هم می گفت که این نوع زندگی برایش لذت بخش است . "
اورانیموس با تشکیل این شرکت به واقع بزرگترین خدمت را در حق این موسیقی کرد.
این شرکت در زیر زمین همان خانه محل تمرین گروه تشکیل شد . این زیر زمین مثل سیاه چال های قدیم تاریک و نمناک بود و با شمع روشن می شد .
افراد بسیاری پس از آمدن به این مکان و خروج از آن کفن به تن می کردند و در اوج نشئگی حاصل از هروئین و LSD به خودزنی با چاقو و شیشه شکسته می پرداختند و با اسپری بر روی دیوار عبارت 666 را می نوشتند .
Hell hammer مردمی که با تفنگ به خود یا دیوار شلیک می کردند و حتی کسی که با پتک به مغز خود کوبید را به یاد می آورد یا حتی اورانیموس که یک روز آنقدر خود را با زنجیر زد تا بی هوش شد .
در حدود سال 1990 بود که بلک متال در حال پیشرفت بود و در این زمان گروه سازش ناپذیر marduk پایه ریزی شد و با اولین آلبوم خود یعنی **** me jesus دری جدید را بر روی بلک متال و مبارزه با مسیحیت باز کرد .
Samoth گیتاریست کبیری که از اعضای تشکیل دهنده emperor است و سابقه همکاری با burzum ، satyricon و ... را دارد می گوید :
" ما همیشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسیح اعلام خواهیم کرد .و خواهید دید که چگونه ادیان وایکینگ ها باز خواهد گشت "
نقطه اشتراکی که در بین گروههای آن موقع بلک متال دیده می شد این بود که همه آنها نفرتی خاص نسبت به مسیحیت داشتند .
در این زمان آتش زدن کلیسا ها به وسیله کسانی که خود را سربازان اودین می نامیدند مد شد .
از پیشگامان این کار می توان به varg vikerness یا همان count grishnackh اشاره کرد که در مورد او در این وبلاگ بسیار توضیح داده ام .
از کلیسا های معروفی که ورگ آتش زد fantoft را نام می برم که از آثار باستانی نروژ است .
از دیگر کلیساهای معروف kolmen kolen است که samoth آتش زد که این کلیسا کلیسای خانوادگی پادشاه هارالد پنجم بوده .
Samoth در ابتدا با کمک ورگ کلیسای fantoft را آتش زد و بعد از آتش زدن کلیسای kolmen کلیسای skjold را هم به آتش کشید .
او می گوید :
" در کوچکی در زیر محراب کلیسا وجود داشت و من هم چند گالن گازوئیل روی آن ریختم و کبریت زدم و فرار کردم "
ورگ هم از اعضای اصلی این جنبش بود که اغلب لباسهای وایکینگ ها را می پوشید و در ایدئولوژی اش بسیار حساس و سخت گیر در عین حال احساساتی بود ( این نکته در آهنگهای بارزام چه با کلام و چه بدون کلام کاملا مشهود است و همیشه حتی در تند ترین آهنگهای او نغمه ای غمناک شنیده می شود )
ورگ از معتقدان شدید به مبارزه با مسیحیان از طریق آتش زدن کلیسا بود . او با بنزین کلیسای fantoft را آتش زد و بلافاصله به میان آتش رفت و روی دیوار کلیسا ادرار کرد . بعد از این جریان اورانیموس ادعا کرد که ورگ این کار را برای مشهور شدن کرده و تقریبا دو ماه بعد از این جریان بود که ورگ اورانیموس را کشت و به قصد توهین به دادگاه موهایش را بافت و دائما در دادگاه می خندید

Cannibal Corpse
گروه Cannibal Corpse سبک Death/Gore Metal با آهنگ هايي که در مورد سلاخي . وحشت .
آدمکشي . مرگ . مجازات و نقص عضو مي باشد برخاسته ايالات متحده امريکا (بوفالو . از ايالت نيو
يورک و سپس تامپا از ايالت فلوريدا) و صاحب امتياز انها هم شرکت Metal Blade Records مي
باشد . گروه فعاليت رسمي خود را در سال 1993 آغاز کرد .
گروه به عنوان يکي از مهم ترينها در سبک Death Metal شناخته مي شوند هر چند که آنها پاي گذار
اين سبک نيستند. کريس بارنس خواننده . شاعر و يکي از مهمترين اعضاي خلاق گروه براي چهار آلبوم
اول گروه بود ولي به علت توجيه بيشتر و اهتمام بيشتر براي گروه ديگر خود يعني Six Feet Under
از گروه اخراج شد.
به علت تعداد زيادي شکايات متعدد از سوي معلمان و والدين که از Cannibal Corpse مطرح شد
ممبني بر اينکه فعاليت گروه براي کودکان مخاطره آميز خواهد بودونوعي بدآموزي براي نوجوانان بوده .
گروه از اجراي زنده براي هر آهنگي از 3 آلبوم اول خود در آلمان منع شد2آلبوم نخست انها <(مخصوصا
آلبوم سلاخي شده در بدو تولد)> حق فروش در آلمان را در هر شکل و فرمي نداشتندبدليل اعتراضات
شديدي که دراين آلبوم وجود داشته گروهي آميخته از فضاي کاملا تاريک و سياه که همگان را به کشتن و
مردن
ونابود کردن تشويق ميکندمانند:مادرت را بکش پدرت رابکش همه را ازبين ببر خودت را بزن خودت را
نابود کن همه چيز را نابود کن (من اگر بتونم متني از آهنگاي اين گروه بدست بيارم حتما در وبلاگم
Dimmu-Borgir.blogfa.comبا معني ميزارم)وسانسور Cannibal Corpse در سالهاي
آغازين دهه 90 مورد توجه همگان بود.با جدال فراوان گروه بر سر آلبوم ها . گروه بالاخره توانست آلبوم
ها و کليپ هايشان را با سانسور به بازار عرضه کند و ليست آهنگ ها و عکس داخل قاب ها نيز از عناوين
اهانت آميز و ترسناک عاري شدند و هر کس مايل به ديدن عکس هاي بدون سانسور کارها بود مي توانست
به نشاني اينترنتي که گروه به طرفداران خود عرضه کرده بود فرستاده و آنها را دريافت کند.
گروه به موفقيت هاي فراواني در زمينه هنر موسيقي دست يافت.Cannibal Corpse بر اساس گفته
Soundscan پرفروشترين گروه با سبک Death Metal در کل تاريخ است.آنها اولين گروه با اين
سبک هستند که موفق به دريافت مقام پلاتينيوم شدند. حضور کوتاه اعضا در فيلم Ace-Ventura-Pet
Detective با بازي 'Hammer Smashed Face' به اين امر کمک شاياني کرد. مسئله جالب در
اين مورد اينکه جيم کري کمدين کانادايي گفته اذعان داشته که وي علاقمند به سبک Death Metal بوده
و کارگردان ها نيز براي موسيقي فيلم هاي خود نياز به اين سبک دارند زيرا اين جديد ترين روش براي
موفقيت يک فيلم خواهد بود.ناراحت کننده نخواهد بود اگر بگوييم که البوم "Vile" جزو اولين تبليغات
Death Metal بر روي بيلبورد هاي موسيقي بوده
اين بار ميخوام درباره يک گروه غيره بلک براتون بنويسم که اميدوارم خوشتون بياد
گروه Iced Earth با سبک Power/Thrash Metal برخاسته از ايالات متحده (شهر تامپا
ايالت فلوريدا )با آهنگهايي با موضوعاتي همچون ترس. عذاب . پيروزي ايالات متحده و انتقام در سال
1993 فعاليت خود را آغاز کرد و صاحب امتياز محصولاتشان هم در انحصار شرکت
SPV/Steamhammer مي باشد.
نام اصلي گروه كه در سال 1985 تشكيل يافت پوركتوري بود بعدها و قبل از انتشار آخرين دمو به آيسد ارث
تغيير يافت.جن آدام به تنهايي براي ساخت آلبوم نايت آو د استورم رايدر مشغول به كار شد .اما جان شقر
تصور كرد كه جن توانايي بر عهده گيري ملودي هاي وكال را ندارد لذا به او گذراندن چند جلسه تمرين آواز
را پيشنهاد كرد .اما آدام موافقت نكرد و بنابر اين حركت با جان گريلي جاي خود را عوض كرد.
وكاليست قبلي . جان گريلي . پس از اظهارات ضد يهودي خود(دمش گرم يهوديهارو بايد ننشونو گايد منم
خودم شخصاضد يهودم و پيرو هيتلرم و حذب نازي) در تور گروه به همراه گروه Blind Guardian
كه در اروپا برگذار شده بود از صحنه خارج شد.جان شف وي را به اردوگاه فديمي زندانيان سياسي برد تا
نظر وي را اصلاح كند در زماني كه آنها در آن مكان بودند جان گريلي يك مرد يهودي كه در حال عبادت بود
را به باد کتک گرفته و اقدام به توهين به وي مي كند . گريلي همچنين به دليل اينكه مهم ترين فرد گروه
است درخواست حقوق بيشتري مي كند . وقتي به اين خواسته خود نرسيد اقدام به دزدي از نوازنده گيتار
باس گروه يعني ديو ابل مي كند . وي پس از پايان تور از گروه اخراج مي شود .
كيت منسر هر چند در ليست اعضاي گروه به عنوان نوازنده باس در آلبوم دارك ساگا نوشته شده ولي در
حقيقت حتي يك نوت را هم اجرا نكرده . اين اتفاق عجيب به اين خاطر است كه ديوابل گروه را ترك و دوست
مارك پرتور يعني كيت منسر جايگزين وي شد اما آلبوم ضبط شده بود و منسر هم به عنوان نوازنده باس
شناخته شده مي شد و لذا بايد در تور هم اين البوم را اجرا مي كرد. لذا وقتي براي تهيه عكس هاي آلبوم
سي دي ها به موسسه Century Media رفتند وي خواستار حضور در ليست اعضاي گروه در كاور
به جاي منسر يعني نوازنده اصلي باس شد . ولي در جلسه اي كه براي آمادگي براي تور برگزار شد معلوم
شد كه منستر از هيچيك از آهنگ ها اطلاعي ندارد و ناچار به ترك گروه شد . ديو ابل بلالفاسله جايگزين وي شد .
وكاليست تعداد زيادي از كارهاي گروه يعني مت بارلو گروه را براي اشتغال در موسسه امنيت
HomeLandدر سال 2003 ترك كرد .تيم اونز كه تا كنون در گروه Judas Priestحضور داشت .
جايگزين وي شد .همچنين درامر گروه يعني ريچارد كريستي گروه را در سال 2004 براي دريافت شغل در
نمايش Howard Stern ترك كرد.

سلام به همه یه مطلب خدا می خوام واستون بزارم امیدوارم حال کنین
Godkiller يک باند تک عضوي از کشور کوچک موناکو . اين باند کار خود را با شعر هاي زيباي بلک
متال شروع کرد و در طول شش سال سبک موسيقي خود را به سبک Dark Deep Gothic
Electronic تغيير داد و اين تغييرات واقعاً شگفت انگيز بود. آلبوم جديد DELIVERANCE مي توان
اين تغييرات را به خوبي درک کرد .
Krepuskulum مرد تنهاي اين گروه DUKE مصاحبه کرده که متن اين مصاحبه به شرح زير است:
Krepuskulum : دليل اين تغييرات کلي در سبک موسيقي GodKiller چيست ؟
شما در ابتدا موسيقي بلک متال مي نواختيد و اکنون Dark Deep Gothic Electronic. دليل اين تغييرات را چه مي دانيد؟
Duke : من سعي داشتم تا جايي که ممکن بود از مسير اصلي که ديگر باند ها مي روند کمي متفاوت باشم و راه و مسير خودم را دنبال کنم . من همه چيز را در ميان آلبوم The End Of The World با آلبوم The Rebirth of the Middle Ages تغيير دادم چون من خيلي ازانحراف بلک متال رنجيده بودم و نمي خواستم که مثل بقيه گروه هايي باشم که بدون توجه به اعتقادات ارزشمند بلک متال فقط به فکر کسب درآمد باشم و نمي توانستم نسبت به اعتقادات بلک متال بي توجه باشم . هرچند که اين حرف هايي که من مي زنم شايد الان براي گروه هاي زيادي که در سبک بلک متال فعاليت مي کنند و با موسيقي بلک متال قصد تجارت دارند دلچسب نباشد . به حر حال ... . تفاوت ميان آلبوم The End of the World و آلبوم Deliverance از اهميت کمتري برخوردار است . اما در آنها يک سير تکاملي بزرگي دوباره وجود دارد . من راه خودم را دنبال کردم و سعي کردم که آهنگ هايي ابتکاري را به وجود آورم و آهنگ هايي را بنوازم که نشان دهد که من چه کسي هستم و چه چيزي را حس مي کنم .
Krepuskulum : نظر شما در مورد آلبوم هاي اول خود يعني THE REBIRTH OF THE MIDDLE AGES و THE END OF THE WORLD چيست ؟
Duke : من هنوز نسبت به اين دو آلبوم احساس سربلندي و افتخار مي کنم و به خودم براي اين دو آلبوم مغرور هستم . در سال 1996 هنوز صحنه هاي بلک متال به اين شکل امروزي شلوغ نبود و تعداد گروه هايي که در اين سبک فعاليت مي کردند نسبت به امروز کمتر بود و اولين آلبوم من در سال 1996 به همين دليل جواب خوبي داد و مورد استقبال قرار گرفت . در مورد آلبوم The End Of The World بايد بگويم که هر وقت فکر مي کنم به اين نتيجه مي رسم که واقعاً آلبومي بي نظير است و حتي از آلبوم The Rebirth of the Middle Ages هم بهتر است و مبتکرانه تر و با سبک بلک متال بيشر مطابقت دارد . و آلبوم Deliverance هم نسبت به The End Of The World خيلي معمولي تر و نرمال تر به نظر مي آيد .
Krepuskulum : شعر آلبوم جديد شما خيلي عميق و همچنين خيلي جالب توجه است که در آن ما در مورد هستي و جهان هستي سوالات بزرگي را مي پرسيم و درباره اين موضوع بحث و جدال مي کنيم ... چرا شما براي اين آهنگ از وحي هاي موجود در کتاب مقدس استفاده کرديد و کتاب مقدس را جستجو کرديد ؟
Duke : اول از هرچيز بايد بگويم که کتاب مقدس کاري واقعاً زيبا است و نکاتي منحصر به فرد را در خود جاي داده . و کتاب مقدس اولين وسيله اي بود که من تلاش کردم که با آن معناي زندگي را درک کنم . و اين را هم بگويم که کار کشيش ها واقعاً کاري سخت است . اين را جدي مي گويم ... اما من مي گويم که اي خدا تو کجا هستي ؟ آيا ما با وجود اين زجر هايي که در زندگي مي بريم بايد به خدا اعتقاد داشته باشيم ؟ آيا اين خدا است که معناي زندگي را به ما داده ؟ اين سوالاتي است که من هميشه از خودم مي پرسم و براي آنها جوابي را پيدا نمي کنم و در جستجوي جوابي براي آنها هستم .
Krepuskulum : آهنگ I Am A Stranger in The Earth يکي از بهترين آهنگ هايي است که من در سبک و شيوه darkwave تا به حال شنيده ام . اين آهنگ ، آهنگي است عميق و همچنين غم انگيز و داراي واکنش و بازتاب ... در مورد معنايي که در پشت اين آهنگ پنهان است براي ما توضيح بدهيد .
Duke : آهنگ I am a stranger in the earth آهنگي است که من از راي و حکم شماره 119 گرفته ام . براي من اين آهنگ اين معنا را دارد که من جايي نيستم که بايد آنجا باشم و اين جمله به اين معني است که جهان ديگري وجود ندارد و من به جهان بهتر ديگري با نام بهشت و جهان بدتري با نام جهنم اعتقادي ندارم ... اين جهان اين جهان است و جهان ديگري وجود ندارد . و در اينجا نيز سوال ديگري برايم پيش مي آيد که من در اين جهان چه مي کنم ؟ من مثل بقيه مردم فکر نمي کنم . و من متفاوت با بقيه زندگي مي کنم و اين چيزي است بسيار دردناک و زجر آور . مردم به اين فکر هستند که شغل داشته باشند ... زن داشته باشند ... خانه داشته باشند اما اين چيز هايي است که بيش از هرچيز ديگري من را زجر مي دهند.
Krepuskulum : آيا شما اکنون به موسيقي متال گوش مي دهيد ؟ 10 باند مورد علاقه شما کدامند؟
Duke : من امروزه به موسيقي متال گوش مي دهم اما کمتر از قبل ... من بيشتر به موسيقي هاي بي کلام گوش مي دهم تا به سبک هاي ديگر موسيقي . اما در مورد راي دادن به 10 باند مورد علاقه ام امروزه و با سبک هاي زيادي که وجود دارد کار سختي است . من به جوابي که مي دهم اطمينان ندارم . اما بايد بگويم که باند هايي که امروزه کار هايشان را گوش مي دهم :
Aphex Twin / Wumpscut / Suicide Commando / Deftones / Rob Zombie / Mirwais / Atari Teenage Riot / Dive / Speedy J
Neurosis. هستند
Krepuskulum : چه چيزي را براي باند تک نفره خود انتخاب کرده ايد؟
Duke : من نمي توانم با افراد ديگر کار کنم . من دقيقاً نمي دانم که چه مي خواهم . و من دوست ندارم که به ديگران وابسته باشم و دوست دارم که در تنهايي خود تنها باشم و شايد همين حس باشد که باعث شده از ازدواج و ... متنفر باشم و اين حسم را در آهنگ Nothing Left But Silence در آلبوم The End Of The World سال 1998 مي توانيد به خوبي درک کنيد .
Krepuskulum : آيا موسيقي الکرونيکي و برقي آينده آهنگ هاي شما هست ؟
Duke : قطعاً ... راک مرده ... متال مرده ... فقط موسيقي الکترونيکي و برقي است که آنها را هنوز زنده نگه داشته من آينده روشني را براي سبک پاک و مقدس متال نمي بينم .
Krepuskulum : باند هاي گوتيک دهه 80 مثل BAUHAUS و SISTER OF MERCY و THE MISSION آيا بر روي شما تاثير داشته اند؟
Duke : نه آنها تاثير خاصي نداشته اند . آنها فقط گروه هايي بودند که من هر از گاهي به کار هاي آنها گوش مي دادم . من قبل از اينکه متال گوش کنم به سبک هايي مثل new wave و gothic گوش مي دادم. در اواسط دهه 80 من به سبک هاي electronic و industrial music گوش مي دادم الته به مدت چندين سال . Godflesh و Ministry اولين گروه هايي بودند که من در اين سبک به آنها گوش مي دادم .
Krepuskulum : در مورد مراحل مختلف ايجاد آهنگ شگفت انگيزي مانند Nothing Is Scared وWhen All Hope Is Gone و Deliverance براي ما توضيح بدهيد .
Duke : من فرمول خاصي ندارم . اما در کل من نت هاي guitar و synth را مي نويسم و گاهي اوقات هم ريتم گيتار رو اول انتخاب مي کنم . و به طور مسلم کمي استراحت مي کنم . و هميشه شعر ها و وکال رو در آخر عمليات ضبط کار خود انجام مي دهم .
Krepuskulum : از اينکه وقت خود را براي مصاحبه در اختيارم قرار داديد متشکرم .
Duke : موفق باشيد .

Amorphis
گروه amorphis در سال 1990 در فنلاند توسط tomi koivusaari و esa holopainen
تشكيل شد . در ضمن amorphis از كلمه ي amorphous به معني بدون شكل است.
سبك اين گروه دث هست ولي كاراي اول گروه بيشتر به progressive rock شبيه هست تا دث . اولين
دموي اونا در سال ( در اواسط سال) 1991 ضبط شد به اسم:disment of soul . اين گروه از اولين
گروه هاي دث فنلاند است . که متاسفانه بيشترازاين مطلب گيرم نيومد
اعضاي فعلي گروه :
Pasi = vocals
Tomi koivusaari = guitars,vocals
Esa holopainen = guitars,keyboards
Niclas gtelavuori = bass
Santeri kallio = keyboards
San rechberger = drums,keyboards

سلام به همه یه بیوگرافی میخوام براتون بزارم که می دونم هیچ جای نیست و من اولین وبلاگی هستم که
این بیو براتون میزارم که امیدوارم حال کنین میخوام درباره گروه عالی یکی از سبکهای متال براتون
بنویسم گروه American Haed Chargeکه با سبکی امیخته از New Metal & Daeth Metal
&Haevy Metal &Trach Metalدرست شده که شاید باورتان نشه که این گروه با آمیختن این سبکها
توانسته نوعی سبک خواص درست کند گروه تشکیل شده از 7نفر است که متشکل شده از
Martin Cock(Vocals)Chand Hanks(Bass)Wayne Kio(Guitars)David
Rogers(Guitars)Chris Emery(Drums)AAron Zilch(Audio Terrorism)
J.Fouler(Keyboards) تشکیل شده در سال 1996در لوس آنجلس آمریکاسکه توست خواننده و
بیسیست گروه تشکیل شد که اولین آلبومه گروه در سال 1997 راوانه بازار شد که بخاطره فضای کاملا
تاریکی که داشت باعث فروش سرسام آوری بود که در خوده آمریکا حدوده 3500نسخه به فروش رفت که
برای آلبومه اول کاملا آغاز خوبی بود که رقابتی بینه گروه با گروه SlipKnot & Mudveyn و همسال
این گروها بوده وگروه در 12مارس همان سال در توره آلمان شرکت کرد ودر کنار بیشتر گروهای مختلف
برنامه اجرا کرد واز همان سال بود که گروه شروع به کار رسمی خود کرد که در26 اوریل1998آلبومه
سوم خود به نامهJust Life Sex Never که در کل آلبوم عال وپرمحتوای بود که گروه در سال 1999
آلبوم چهارم خودرا روانه بازار کرد به نامهDon't Live Animals Pigکه واقعا من خودم این آلبومو
گوش دادم خایه کردم آلبومی کاملا کلاسیک و تارسناک با ملودیهای خوف که درآن وجوددارد موجب نوعی
دلهره و خوشونت شدید را به نمایش میگذارد و ویدو کلیپ های گروه که آمیخته از ترس کشتن و تاریکی
است که توصه می کنم بچه های کوچک این چیزارو نبینن ودر سال 2001آلبومه پنجم گروه هم به بازار
عرضه شدبه نامه Just So You Knowکه فروش آن در برخی از کشورها جلوگیری شد که دقیقا
نمدونم چرا اما فکنم بخاطره همین برنامه های خوک کشیها بوده چون تو یه دونه از کلیپاش که من دیدم یه
خوک زندرو میکشن خواهرخوک رومیگان!گروه آلبوم 2003 خودرا بانام Crosscu به بازار ارائه کرد
که بخاطر افکت های عالی که داردکه صداهای واقعا ترسناک وعالی ایجاد می کنند که آلبوم با فروش خوبی
همراه داشت با این که گروه کاملا آمریکای هستن ولی ضد آمریکا وضد سکس ضد هرزگی و اینچنین موارد
میخوانند
